درآمدی بر گفتار

(( سرعت تبادل اطلاعات راهی به سوی آینده بهتر))
 

 
                                              
ادامه نوشته

سواد رسانه ای چیست؟

         سواد رسانه ای چیست؟

What is Media Literacy?

سواد رسانه­ای چیست؟

ترجمه مهدی شهبازی

 

ضرورت مطالعه رسانه به سبک انتقادی و منسجم در سال­های اخیر بدیهی شده است، زیرا  رسانه ­ها موقعیت مرکزی زندگی فرهنگی و سیاسی ما را در بر گرفته­اند. در واقع ما درباره جهان فراتر از تجربیات مستقیم که از طریق رسانه دریافت می­کنیم می­دانیم. در حقیقت رسانه، بیرون از برنامه آموزشی مدرسه مانده است و گاهی اوقات رسانه­ها به بسیاری از ابعاد جامعه و آگاهی فردی ما غالب می­شود، همین امر موجب می­شود تا رسانه­ ها با قدرتشان بر ابعاد ناآگاه زندگی ما تأثیر بگذارند. تعجب ­آور نیست که ما می­خواهیم رسانه را مطالعه کنیم؛ بلکه این تعجب­آور است که گام بلندی برای شروع مطالعه برداشتیم.

سواد رسانه­ای به رویه­ های درک رسانه­ های جمعی و کاربرد آن می­پردازد. و همچنین به دانشجویان کمک می­کند تا درکی آگاهانه و انتقادی درباره ماهیت رسانه­ های جمعی، فنون استفاده از آن و توسعه این فنون داشته باشند. به ویژه هدف آموزش سواد رسانه­ای افزایش درک دانشجویان از چگونگی کار رسانه، تولید معنا، ساماندهی و ساخت واقعیت از سوی رسانه است. اساساً آموزش سواد رسانه­ای باید با هدف آموزش دانشجویانی که درکی از رسانه نظیر دانش درباره نقاط قوت و ضعف رسانه، رسانه متعصب و ضروری، نبوغ هنری و حیله ­گری درباره رسانه و دانش درباره تأثیرگذاری و تأثیرپذیری رسانه داشته باشد.

مفاهیم کلیدی در سواد رسانه­ای

برای شرح فرضیات انتقادی ورای آموزش رسانه در زیر مفاهیم کلیدی بسط داده شده است. در کانادا، سواد رسانه­ای بخشی از برنامه آموزش مهارت­های زبانی (مهارت­های دوازدهگانه آموزش زبان) می­باشد. این مفاهیم یک پایه نظری برای همه برنامه­ های آموزش سواد رسانه­ای فراهم می­کند و همچنین به معلمان زبان رسانه ای و چارچوب آن را برای بحث و گفتگو ارائه می دهد.

1.     همه رسانه­ ها ساختارمند هستند

رسانه با دقت ساختارهای زیرکانه­ای ارائه می­کند که بسیاری از تصمیم ­گیری­ ها و نتایج را از عوامل تعیین­ کننده منعکس کنند. بیشتر دیدگاه ما نسبت به واقعیت بر مبنای پیام های رسانه­ای است که پیش­ ساخته هستند و حاوی نگرش­ها، تفسیرها و نتایجی است که تقریباً شکل گرفته است. رسانه تا اندازه زیادی برداشت­هایی از واقعیت برای ما ارائه می­کند. زمان تحلیل یک متن رسانه­ای به این نکات توجه می­کنیم: این پیام چگونه شکل گرفته است؟و چگونه واقعیت را بازنمایی می­کند؟

2.     همه افراد پیام­ها را به سختی تفسیر می­کنند.

کسانی که برنامه تلویزیونی یا وب­سایت مشابهی می­بینند اغلب تجربه مشابه ندارند یا با برداشت­های مشابه مواجه نمی­شوند. هر کسی می­تواند یک پیام را با توجه به سن، فرهنگ، تجربیات زندگی، ارزش­ها و عقاید به صورت­های مختلف تفسیر یا قبول کند. زمان تحلیل یک متن رسانه­ای توجه می­کنیم به: چگونه دیگران پیام­ها را به صورت متفاوتی درک می­کنند؟

3.     رسانه منافع تجاری دارد.

بیشتر رسانه­ ها برای سود ایجاد شده­اند. عموماً تبلیغات بزرگترین منبع درآمدی است. آگهی­ های تجاری بدیهی­ترین ابزار تولید درآمد هستند، اگرچه پیام­های تبلیغاتی شکل­های زیادی دارد که شامل بر تبلیغ کالا (به طور مشخص کالایی را در برنامه ­ها و فیلم­ها نشان می­دهند)، حمایت­کنندگان، جوایز، تبلیغات سه بعدی و پیمایش در اینترنت، حمایت­های اشخاص مهم یا نام­نویسی برای استادیوم یا تئاتر. در تحلیل این متن رسانه­ای توجه می­کنیم به: چه کسی و چرا متن رسانه­ای را تولید می­کند؟ اگر پیام اقبال عمومی یافت چه کسی سود و چه کسی ضرر می­کند؟

4.     رسانه پیام­های ایدئولوژیک و ارزشی دارد.

تولیدکنندگان پیام­های رسانه­ای عقاید، ارزش­ها، باورها و تعصب­ هایی دارند. این عوامل می­توانند بر اینکه چه چیزی و چگونه گفته شود تأثیر ­گزارد. تولیدکنندگان باید چیزی که شامل متون رسانه­ای باشد یا نباشد انتخاب کنند، بنابراین هیچ پیام بی­طرف یا عاری از ارزش وجود ندارد. از آنجا که این پیام­ها اغلب از سوی بینندگان زیادی دیده می­شود، می­تواند تأثیر اجتماعی و سیاسی زیادی بر روی افراد داشته باشد. در تحلیل یک متن رسانه­ای به این نکات توجه می­کنیم: چه سبک زندگی، ارزش­ها ودیدگاه­هایی از این پیام بازنمایی یا چشم­ پوشی شده است؟ لازم است که پیام­های رسانه­ای درباره موضوعاتی نظیر ماهیت سبک زندگی، واقعیت مصرف­گرایی، نقش زنان، پذیرش اقتدار و میهن پرستی محض رمزگشایی شود.

5.     هر رسانه­ای زبان، سبک، تکنیک، اخلاق، باور و اصول هنری خاص خود را دارد.

هر رسانه­ای معنایی خلق می­کنند که به صورت متفاوتی از واژگان، تکنیک­ ها و سبک­ ها یا اخلاقیات و باورهای خاصی استفاده می­کنند. در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی، زمانی که تصویر محو می­شود، آن پیامی از زمان را نشان می­دهد. لینک­ های داغ یا دکمه­ های جهت­ یابی نشان می­دهد که چیزی را که نیاز دارید را در وب سایت پیدا کنید. یک داستان نویس باید از کلمات خاصی برای خلق فضا و شخصیت­ها استفاده کند، در حالی که رسانه از تصویر، متن و صدا استفاده می­کند. در هر زمان، ما ابزار تکنیکی را درک می­کنیم. ما در درک زبان­ رسانه­ های مختلف روان و سلیس شدیم و می­توانیم کیفیت هنری آنها را درک کنیم. هنگام تحلیل یک متن رسانه­ای توجه می­کنیم به: چه تکنیکی و چرا استفاده شده است؟ توسعه مهارت­های سواد رسانه­ای ما را قادر می­سازد نه تنها متون رسانه­ای را درک و رمزگشایی کنیم، بلکه از اصول هنری منحصربه فرد هریک از آنها متمتع شویم. تمتع ما از رسانه با آگاهی از چگونگی خلق اشکال و تأثیرات خوشایند افزایش می­یابد.

6.     رسانه معانی تجاری دارد.

سواد رسانه­ای بر آگاهی از پایه ­های اقتصادی تولیدات رسانه­ های جمعی مبتنی است. شبکه­ ها دنبال مخاطبانی هستند که از آنها حمایت مالی کنند. دانش در این زمینه به دانشجویان اجازه می­دهد تا درک کنند که چگونه محتوای برنامه، مخاطبان را هدف تبلیغات خودشان کرده­اند و چگونه بینندگان را در گروه­های بازاری ساماندهی کرده­اند. موضوع مالکیت و کنترل اهمیت حیاتی دارد در زمانی که انتخاب­های زیادی در این زمینه وجود دارد ولی با این حال باورهای کمی وجود دارد (نود درصد از روزنامه ­ها، مجلات، ایستگاه­های تلویزیونی و شرکت­های نرم­افزار کامپیوتری جهان در مالکیت هفت شرکت ادغام شده می­باشد).

7.     رسانه معانی اجتماعی و سیاسی دارد.

یک بعد مهم از سواد رسانه­ای آگاهی از گستره تأثیرات اجتماعی و سیاسی ناشی از رسانه می­باشد. تغییر ماهیت زندگی خانوادگی، استفاده از اوقات فراغت و نتایج مباحثات سیاسی تلویزیونی سه نمونه از این موارد هستند. رسانه­ های جمعی تلاش می­کند تا ارزش­ها و نگرش­های اجتماعی را منطقی نشان دهند. رسانه همچنین نقش بزرگی در رسانه­ای کردن حوادث و مسائل جهانی از حقوق مدنی تا تروریسم دارد.

8.     در رسانه شکل و محتوا مرتبط با هم هستند

رابطه شکل و محتوا مرتبط با مقاله مارشال مک ­لوهان با عنوان «رسانه پیام است» می­باشد. یعنی هر رسانه­ای برنامه و جهت­ گیری­ های تکنیکی خاص خود را دارد و واقعیت را در شیوه­ های منحصربه فردی رمزگذاری می­کند. بنابراین رسانه ­های مختلف ممکن است حادثه مشابهی گزارش کنند ولی برداشت ­ها و پیام­های متفاوتی ایجاد کنند.

بررسي نقش دوبله خسرو خسروشاهي در شكل گرفتن شمايل آلن دلون

شايد خسرو خسروشاهي معروف‌ترين و محبوب‌ترين دوبلور ايراني باشد. كسي كه با صداي يكه و گيرايش باعث بيش‌تر ديده شدن و ماندگاري فيلم‌هاي آلن دلون در ايران شد. از آن طرف، جنس صداي گرم خسروشاهي كه نوعي حس به‌شدت سينمايي در آن هست، اين امكان را به وجود آورد كه او در فيلم‌هاي زيادي از سينماي هند هم نقش‌گويي كند و به جزيي جدايي‌ناپذير از تصوير اين فيلم‌ها، به‌ويژه شمايل آميتاب بچن، در ايران تبديل شود.

البته نقش‌گويي خسروشاهي به جاي آلن دلون در جايگاهي بسي بالاتر و باارزش‌تر از فيلم‌هاي هندي قرار مي‌گيرد. صداي خود دلون محكم، خشن و بم است و البته با شخصيت‌هايي كه به‌ويژه در فيلم‌هاي ژان‌پير ملويل بازي‌شان كرده تناسب دارد. در سامورايي كه يكي از نمونه‌اي‌ترين آثار ملويل است و يكي از تصويرهاي ماندگار دلون را به دست مي‌دهد، دلون نقشي قاتلي خونسرد و مبادي آداب را بازي مي‌كند كه همة زندگي‌اش را در كارش خلاصه كرده است. او به هيچ‌كس اجازه نمي‌دهد كه خللي در آن‌چه بايد انجام بدهد و به عنوان قرارداد آن را پذيرفته لطمه‌اي وارد كند. حتي جنبة عاطفي و عاشقانة شخصيت او بسيار كم‌رنگ و اي‌بسا ناتمام و ناقص است. در واقع سامورايي دو بعد شخصيتي كاملاً متفاوت دارد كه با بيش‌ترين فاصلة ممكن از هم قرار دارند: يكي قاتلي خونسرد و بي‌احساس كه به شكلي مكانيكي در قبال پول آدم مي‌كشد و در لحظة كشيدن ماشه ذره‌اي ترديد به خود راه نمي‌دهد و ديگري، مردي كه زن‌ها در برابرش نمي‌توانند مقاومت كنند و بدون اين‌كه تلاش زيادي بكند موفق مي‌شود آن‌ها را به خود جذب كند. شدت اين جذب كردن تا آن‌جاست كه هر دو زني كه در فيلم با او آشنا مي‌شوند حاضر مي‌شود براي نجات او از چنگ پليس و مافيا، برايش فداكاري كنند و زندگي‌شان را به خطر بيندازند.

روشي كه خسروشاهي براي نقش‌گويي چنين شخصيت پيچيده‌اي به كار گرفته و اصلاً انتخاب شدن او براي دوبلة اين شخصيت، كمك زيادي به بازي دلون كرده است. با صداي خسروشاهي نقش سامورايي باورپذيرتر شده است و از ابعاد آسماني و آييني افراطي‌اش، كه در فيلم اصلي هست و به هم‌ذات‌پنداري بيننده با او لطمه مي‌زند، كاسته شده است. در فيلم اثر بسيار كمي از رابطة سامورايي با جين لاگرانژ (با بازي ناتالي دلون و نقش‌گويي شهلا ناظريان) وجود دارد و وقتي لاگرانژ حاضر مي‌شود براي سامورايي از زندگي و آينده‌اش مايه بگذارد اين سؤال اساسي در ذهن شكل مي‌گيرد كه او چرا حاضر شده براي سامورايي به چنين ازخودگذشتگي‌اي تن بدهد؟ چه مهر و محبتي از سامورايي ديده كه دارد به اين شكل آن را جبران مي‌كند؟ صداي محكم و زمخت خود دلون در نسخة اصلي هم كمكي به حل اين مسأله نمي‌كند. دقيقاً همين‌جاست كه صداي خسروشاهي در نسخة دوبله به كمك شخصيت‌پردازي آلن دلون مي‌آيد. صداي گرم خسروشاهي كه رگه‌هايي از رمانتيسم و عاشق‌پيشگي در خود دارد، وقتي روي چهرة سرد و بي‌احساس اين آدم‌كش مزدبگير مي‌نشيند، باعث مي‌شود فاصلة زياد بين دو بعد شخصيتي او به ميزان بسيار زيادي كم شود. در فصل‌هايي كه سامورايي به خانة جين مي‌آيد، خسروشاهي هوشمندانه حسي از شكنندگي و آسيب‌پذيري به صدايش افزوده كه باعث مي‌شود ديالوگ‌هاي اندك و كوتاه دونفرة بين او و جين وجهي عاشقانه‌تر و زميني‌تر پيدا كنند. جايي كه او مصرانه از جين مي‌پرسد كه آيا حضور پليس‌ها در خانه‌اش باعث شده براي او مزاحمت ايجاد شود، صداي خسروشاهي است كه از علاقة پنهان سامورايي به معشوقش خبر مي‌دهد؛ در نسخة اصلي اين حس شكنندگي وجود ندارد.

درست برعكس برخورد سامورايي با جين، رفتار او با مأموران پليس و گروه مافيا كه در پي كشتن او هستند، سفت‌وسخت و خشن است. او حتي جاهايي براي آن‌كه جانش را نجات بدهد مجبور مي‌شود كلك بزند و با ناجوانمردي اسلحه را از كسي كه روبه‌رويش نشسته بگيرد. خسروشاهي موفق شده براي دوبلة اين بخش‌هاي غيراحساسي و خشن فيلم (كه بخش عمده‌اي از فيلم را هم تشكيل مي‌دهند)، هم استراتژي مناسبي برگزيند و به بازي دلون جلوه و جلاي ديگري ببخشد. خسروشاهي بدون اين‌كه فاصله زيادي از آن رگه‌هاي احساسي و شكنندگي بگيرد، استحكام و قدرتي به صداي مي‌بخشد كه درست در راستاي همان كم كردن فاصله بين دو بعد شخصيتي سامورايي عمل مي‌كند. در مواجهه با پليس كه سامورايي دست بالا را دارد و مدارك محكمي براي عدم حضورش در صحنة جنايت تدارك ديده است، نوعي كنايه زدن و روكم‌كني در صداي خسروشاهي وجود دارد كه بعد انساني و زميني سامورايي را تقويت مي‌كند. به‌ويژه آن‌جايي كه پليس به استيصال افتاده و مجبور هستند بر خلاف ميل‌شان او را آزاد كنند، خسروشاهي با طعنه مي‌گويد: «حالا مي‌تونم برم؟» چنين حسي از طعنه و كنايه در صداي خود دلون وجود ندارد و او اكثر مواقع، ديالوگ‌هاي اندكش را با استحكام و سردي ادا مي‌كند. اما خسروشاهي با نقش‌گويي هوشمندانه‌اش شخصيت دلون و فيلم سامورايي را ارتقا بخشيده است.

شايد اين يكي از آن موارد استثنايي و عجيب باشد. كارگردان و بازيگر نقش تمام تلاش‌شان را كرده‌اند تا فيلم و نقش را سرد و مكانيكي و دور از احساسات و عواطف انساني نشان بدهند. اما دوبلور تلاش كرده تا گرما و احساسات‌گرايي و احساسات مختلف انساني را وارد نقش كند. با اين‌كه اين تضاد روي كاغذ اشتباه و محكوم به شكست به نظر مي‌رسد، نتيجة كار درخشان از آب درآمده است. صداي خسروشاهي به منسجم‌تر شدن و باورپذيرتر شدن نقش منجر شده و باعث شده نقش فرازميني و يك‌سر آييني سامورايي از آسمان به زمين بيايد. در بيش‌تر فيلم‌هايي كه آلن دلون نقش اصلي‌شان را بازي كرده و خسروشاهي به جايش نقش‌گويي كرده كمابيش همين اتفاق افتاده است. صداي آلن دلون بر خلاف چهره‌اش هيچ مورد ويژة قابل‌توجهي ندارد و البته آسيبي هم به بازي و چهرة او نمي‌زند. در واقع اين صداي پخته و انعطاف‌پذير خسروشاهي است كه به ارتقاي بازي دلون و شمايلي كه او از در ايران شكل گرفته كمك كرده است. اين تأثير تا آن‌جا پيش رفته كه تصور چهرة آلن دلون بدون صداي جذاب خسرو خسروشاهي به كاري تقريباً غيرممكن تبديل شده است.

مک لوهانیزم یا آقای مک لوهان؟

در پاسخ به اینکه اصولاً آیا می توان گفت مکتب و فلسفه خاصی به نام مک لوهانیزم وجود دارد آرتور شلزینگر چنین جواب می دهد : " وجود دارد ، چیزی بنام مک لوهانیزم وجود دارد . مک لوهانیزم ترکیب درهم و برهمی است از نظریات پیش پا افتادۀ عادی، حدسیات زیرکانه، مقایسه های دروغین و بصیرتهای خیره کننده، آنچه در ابتدا بیهوده و نومید کننده بنظر میرسد....جلوه های مسخره از نمایش و شعبده بازی های اسرارآمیز... مک لوهانیزم اینهاست و خیلی از چیزهای دیگر.... اما فراموش نکنیم که مجادلات و بحث های کاملاً جدی و عمیق در مک لوهانیزم، بخش مهم و موثری را به خود اختصاص داده اند." (رشید پور، 1352: 6 )
به همین دلیل است که "مک لوهان" و موضوع " مک لوهانیسم " پس از گذشت مدتها همچنان پررونق است. هربرت مارشان مک لوهان نظریه پرداز کانادایی در حوزه ادبیات و ارتباطات است که به سبب نظریه هایش در باره رسانه های جمعی به خوبی شناخته شده است. وی از سال 1964 در دانشگاه تورنتو شروع به تدریس کرد و بخاطر جملۀ قصارش که " رسانه پیام است" مشهور شده است، وی در سال 1967 کتابی بنام " رسانه پیام است" به چاپ رساند. این اثر دارای حجم کم است که در آن بسیاری از عقاید کلیدی وی بصورت جمله های قصار و پاراگراف های کوتاه خلاصه شده است، کیفیت چاپ، صفحه بندی وتصاویری که بر زیبایی محتوا می افزودند توسط کوئنتین فیور( (Quentin Fiore طراحی شد.
عبارت معروف وی " دهکده جهانی" این ایده را به ذهن میرساند که رسانه های جمعی از طریق تأثیرات فرهنگی فراگیرشان جهان را به اندازه یک دهکده تقلیل داده اند. برخی آثار تأثیر گذار مک لوهان عبارتند از: کهکشان گوتنبرگ: شناخت انسان چاپی(1962) ، برای درک رسانه ها (1964)، رسانه پیام است ( همراه با فیور1967)و جنگ وصلح در دهکدۀ جهانی(1968).
عده ای از دانشمندان به شدت از مک لوهان انتقاد کرده اند و دیدگاههای وی در زمینۀ تکنولوژی های رسانه بعنوان "توسعه انسان" را یوتوپیایی دانسته و معتقداند که وی قدرت سخنوری و بلاغت(Rhetoric Power) رسانه های جمعی الکتریکی را درک نکرد. Debora 1983:57) ، Kittler 1999)

سیری در اندیشه های مک لوهان ؛ با نگاهی به تاریخ ایران


با این وجود عده ای از پژوهشگران کوشیده اند برخی از افکار مک لوهان را آزمون کنند، اما یکی از مشکلات این کار این است که تصورات وی متضمن اثرهایی چنان دور از دسترس و فراگیر است که آزمون آنها را دشوار میسازد.(سورین وتاناکارد ، 1381: 394) از طرف دیگر نوشته های مک لوهان پر از ابهام و ایجاز است تا جایی که به مرز رمز و راز می رسد (همان:393). از این رو درک درست مفاهیم مورد نظر وی تا حدی دشوار وگاهی نا مأنوس و غیر قابل هضم هستند وکاملاً با واقعیتی که پذیرفته ایم در تناقض است.
رسانه پیام است؟
مک لوهان با جملۀ قصار خود که" رسانه پیام است" اندیشه های بسیاری را به چالش طلبید. منظور وی از این جمله آن است که پیامی که از سوی هر شکل ارتباطات انتقال می یابد ، اساساً تحت تاثیر رسانه ای است که از طریق آن فرستاده شده است.
واقعیت آن است که به کمک تحقیقات انجام شده و فرضیه های آشنا پذیرفته شده بود که ارزش و تأثیر وسایل ارتباط جمعی در محتوای آن است و همچنین آنکه رادیو و تلویزیون بصورت محصولات جدید دنیای صنعتی، به خودی خود دارای هیچ گونه ارزش منفی ویا مثبت نیستند . تنها طریقی که مورد استفاده ما قرار می گیرد ارزش آنها را تعیین می کند. مک لوهان با آن به مخالفت می پردازد.
ویلبر شرام و دانشمندان دیگر که رابطۀ تلویزیون و سینما را با خصوصیات اطفال و نوجوانان مورد بررسی قرار داده اند همگی چنین نکته ای را بصورت اصل مسلم و نتیجۀ تحقیقات خود پذیرفته اند. آنها می گویند تلویزیون وقتی یک برنامۀ علمی و یا آمورشی پخش می کند وسیلۀ علمی و سودمندی است، زیرا درمحتوا وپیام سود فراوان ملاحظه میشود اما وقتی یک فیلم وسترن جنگی با مایه های شرارت وخشونت را در اختیار تماشاگران قرارمی دهد، می تواند به ارزشهای مورد قبول آنان آسیب فراوان برساند. (رشید پور ، 1352: 16 )
بدیهی است در دوره ای که اندیشه های مذکور به شدت حاکم بود ، این جملۀ مک لوهان که " رسانه پیام است" درسال 1964 در کتاب " برای درک رسانه ها" اندیشه های بسیاری را به چالش طلبید، با این حال نه تنها امروزه از اهمیت این جمله کاسته نشده است بلکه تلاش های بسیار در زمینه های متفاوت برای بررسی این جمله قصار صورت گرفته است.
مک لوهان در این نظریه که وسیلۀ ارتباطی همان پیام است آنقدر تند روی می کند که گویا برای او وسیلۀ ارتباطی ارزش و اعتباری بیش از پیام یا محتوای ارتباط دارد . به همین دلیل بسیاری از دانشمندان معاصر وی، او را طرد کردند. در تمام آثار مک لوهان، موضوع قضاوت های ارزشی و توجه به محتوا فراموش شده است. او کمتر به محتوای وسایل ارتباطی پرداخته و برخلاف سایر نویسندگان مسائل ارتباطی که تمام توجه خود را مثلاً به داستان یک فیلم، موضوع یک برنامۀ تلویزیونی و... معطوف داشته اند، او اصولاً به این قبیل مسائل که جنبۀ محتوا وپیام دارد توجه نکرده است.(همان:69).

رسانه یا پیام: ساختار اخبار دشوار برای غیر متخصصان

در یک تحقیق که توسط رونالد یاروس انجام گرفت به بررسی تأثیرات دو ساختار متفاوت در ارائه اخبار پیچیده و دشوار بر دانشجویان کارشناسی رشته ای غیر از علوم که اطلاعات چندانی دربارۀ محتوای علوم وتکنولوژی نداشتند می پردازد. دو متن در زمینۀ علوم وتکنولوژی از نیویورک تایمز انتخاب میشود و مورد دستکاری قرار میگیرد و این دو متن هم بصورت اصلی و دست نخورده و هم بصورت دو سبک هرم وارونه) IP= Inverted Pyramid) و ساختار سازی تشریحی (Explanatory Structure Building =ESB) ارائه شدند. در این تحقیق 235 شرکت کننده در معرض یک صفحۀ وب به هر چهار صورت مذکور قرار گرفتند. متغییر های وابسته عبارتند از علاقۀ وضعیتی خود گزارش شده و درک وضعیتی عمیق تر(Deeper Situational Understanding of Text ) از متن که توسط تفکیک کاری وسوالات تولید کنندۀ استنباط(Inference Generating Questions ) اندازه گیری شدند.
مک لوهان در کتاب " برای درک رسانه ها " در سال 1964 تناقص گویی مهم خود که " رسانه پیام است" را به جهان معرفی کرد. با این وجود از دهه 60 به بعد تحقیقات بسیاری در زمینه مطالعات ارتباطات کوشیده است تأثیر سطح کلان در معرض اخبار بودن را بوسیلۀ اندازه گیری عقاید عمومی، درک یا یادآوری محتوا تعیین کند. در واقع دراکثر تحقیقات به بررسی محتوای اخبار پرداخته شده است تا شکل و فرم ارائۀ آنها.
« اگر بپذیریم که تعریف تأثیر رسانه ها همچنین شامل تأثیر فرم ویا تأثیر محتوای رسانه است» (Yaros 2006 Mcleod, Kosiki & Pan 1991;Mcleod & Reeves 1980, ) و با توجه به جملۀ مک لوهان که " رسانه پیام است " می توان هر یک از دو سبک مختلف را دو فرم رسانه ای متفاوت نسبت به حالت اصلی آنها در نظر بگیریم و به بررسی تأثیرآن ها بدون توجه به محتوا بپردازیم. هر چند در این تحقیق رسانه به خودی خود اهمیت ندارد بلکه آنچه اهمیت دارد ساختار ضابطه مند محتوا و در واقع الگوی خواندن است که از طرف فرم های رسانه ای متفاوت ساده سازی می شوند.
این تحقیق بررسی می کند که درک عمومی اخبار پیچیده و دشوار تنها از سوی در معرض قرار گرفتن و یا توجه به محتوا تعریف نمی شود و این در معرض قرار گرفتن وتوجه به محتوا همواره ممکن نیست که به فهم شخصی منجر شود. در این تحقیق نشان داده می شود که چگونه ساختارمتن می تواند بر فهم شخص از اخبار پیچیده و دشوار در زمینه علوم وتکنولوژی تأثیر بگذارد. این کارها از طریق ارائۀ یک محتوای یکسان به دو سبک مختلف روزنامه نگاری ( سبک هرم وارونه و ساختار سازی تشریحی) صورت می گیرد. Yaros, 2006))
این تحقیق کاملاً به شیوۀ پوزیتیویسیتی و آماری چندین نتیجه بدست می آورد که دو مورد از نتایج که قابل استفاده در این تحقیق است، چنین می باشد « 1- تغییرات در ساختار متنی اخبار علوم وتکنولوژی، چه بصورت هرم وارونه و چه بصورت ساختار سازی تشریحی علاقه و درک موقعیتی را نسبت به هنگامی که متن نیویورک تایمز دستکاری نشده بود، افزایش می دهد.2- سبک اخبار بصورت ساختار سازی تشریحی علاقه و درک وضعیتی را نسبت به سبک هرم وارونه افزایش می دهد». Ibid))
نتایج بدست آمده از این تحقیق بویژه نتیجۀ اول روابط مهم بین ساختار متن، درگیری خواننده و درک متعاقب محتوای پیچیدۀ اخبار را نشان می دهد. این نتایج برای ساختار تشریحی، این ادعای مک لوهان را تایید می کند: این رسانه است که با مجموعه ای از مطالب و اخبار ، همان پیام می باشد. شواهد نشان داده شده در این تحقیق که بیان می کنند، ساختارهای متفاوت ، تاثیرات متفاوتی برعلاقه و فهم دارند، ادعاهای کسانی که اعتقاد دارند که مخاطب اخبار علوم وتکنولوژی تنها باید افراد خبره باشند را رد می کند.
ایران در سه کهکشان مک لوهان:
محسنیان راد در کتاب ارتباط شناسی به بررسی وضعیت ایران درسه کهکشان ارتباطی مک لوهان دست می زند و معتقد است که تفاوت بین مدت زمان اقامت غربی ها در کهکشان های سه گانۀ مک لوهان وایرانیان از یک طرف وکیفیت این اقامت ازطرف دیگر ، سبب یک سری ویژگی های اجتماعی در زمینۀ ارتباطات انسانی در این سرزمین شده است. فرضیۀ وی چنین است که بدون در نظر گرفتن متغیر سواد، شاید بتوان کم توجهی نسبی ایرانی ها را به پیام های مکتوب، چه در حد روزنامه، مجله، کتاب و چه گزارشهای اداری، نامه نگاری و... ناشی از عواملی از جمله همین عامل عدم اقامت کافی در کهکشان گوتنبرگ دانست. ( محسنیان راد، 1369 : 506 )
وی برای بیان فرضیۀ خویش دست به بررسی کمی مدت زمان اقامت درسه کهکشان شفاهی ، مارکنی و گوتنبرگ می زند و این کمیت ها را مبنای قضاوت دربارۀ ویژگی های اجتماعی در زمینۀ ارتباطات انسانی می کند. حال اجازه بدهید وضعیت اقامت های مختلف ایرانیان را در سه کهکشان مذکور با توجه به کتاب ارتباط شناسی وی بیان کنیم وسپس به بررسی قضاوت های وی دست بزنیم.
کهکشان اول کهکشان شفاهی بود که از دور دست تاریخ آغاز و تا سال 717 شمسی (1436 م) ادامه داشت. بعد، عصر زندگی در کهکشان گوتنبرگ آغاز شد. مسافران آن کهکشان 380 سال در آنجا ماندند و بعد سومین سفر را آغاز کردند؛ سفر به کهکشان مارکنی، و هنوز نیز در آنجا هستند.(همان :487)
ابتدا وضعیت اقامت ایران در کهکشان شفاهی بررسی می شود که مجموع پیام های نوشتاری سرزمین ایران به هنگام ورود به کهکشان گوتنبرگ پایین است. مجموع کتب خطی تا دوران قاجار در کتابخانه های ایران حدود 48 هزار جلد است.(همان:497)
اروپا در سال 1436م به همت گوتنبرگ وارد کهکشان جدید شد. در فاصله ای کوتاه چاپخانه ها در اکثر کشورهای اروپایی به کار افتادند و علوم به سرعت همه گیر شد .اما ما ایرانی ها خیلی دیر تصمیم به چنین مهاجرتی گرفتیم. ارامنۀ اصفهان 190 سال بعد با آوردن ماشین چاپ در سال 1640م از روسیه نخستین کتاب مذهبی به زبان ارمنی را چاپ کردند. ایرانیان فارسی زبان 381 سال بعد از اروپا، با آوردن نخستین چاپخانۀ فارسی در تبریز درسال 1817م وارد این کهکشان شدند.(همان:418)
این بعد کمّی اقامت بود اگر بخواهیم از نظر کیفی هم بررسی کنیم نخستین روزنامۀ ما به نام"کاغذ اخبار"درسان 1837م منتشر شد، در حالی که215 سال پیش "ویکلی نیوز"( Weekly News) در لندن چاپ میشد. حتی تیراژ نخستین روزنامه ها نیز قابل بررسی اند. از طرفی نخستین روزنامه های ما دولتی بودند: مانند " کاغذ اخبار " متعلق به میرزا صالح شیرازی وابسته به وزارت امور خارجه(طباطبائی،1375 :15) و" وقایع اتفاقیه " متعلق به میرزا تقی خان فراهانی وزیر دربار قاجاریه بودند. این روزنامه ها دارای تیراژ بسیار پایینی بودند که هرگز به مردم عادی نمی رسید. از طرف دیگر مردم عادی توان مالی خرید آنها را نداشتند.
در سال1920 نخستین فرستندۀ رادیویی جهان در لندن به کار افتاد و انگلیسی ها وارد کهکشان مارکنی شدند، در حالی که سیصد سال در کهکشان گوتنبرگ مانده بودند. در سال 1940 م اولین فرستندۀ رادیویی ایران تنها 20سال پس از انگلستان، بکار افتاد. ایرانی ها با شتاب وارد این کهکشان شدند.( همان:501) شاید براثر همین شتاب است که علاقۀ ایرانیان به پیامهای مکتوب بسیار اندک است.
نخستین فرستندۀ تلویزیونی جهان در سال1936م در انگلستان به کار افتاد و اولین فرستنده تلویزیونی ما در سال 1958م تأسیس شد. (همان:503) به همان فاصلۀ کوتاه از تأسیس نخستین فرستندۀ رادیویی در جهان، ما دارای فرستنده تلویزیونی شدیم.
با توجه به تاریخ چاپ کتاب محسنیان راد در سال1369 ، نویسنده تنها به بررسی سه کهکشان گوتنبرگ دست زده است، در حالی که با توجه به نظریات مانوئل کاستلز در کتاب" کهکشان اینترنت"، دهکدۀ جهانی را رد میکند وآن را محصول شبکۀ جهانی اینترنت می داند ودهکده را شبکۀ جهانی باکومه های شخصی می خواند. Rantanen, 2005))
بنابراین ضروری است که وضعیت اینترنتی ایران و جهان نیز بررسی شود. شبکۀ اینترنت برای نخستین بار در اوایل دهۀ 1960 بمنظور حفظ و حراست از اسرار نظامی ارتش امریکا از طرف " آژانس طرحهای نظامی پیشرفته" Advanced Research Project Agency = ARPA) ) در وزارت دفاع ایالت متحده پایه گذاری شد. سپس این شبکه در اختیار دیگر مراکز تحقیقاتی غیر نظامی قرار گرفت. (معتمد نژاد،1382) اینترنت در سال 83-1982 عمومی شد. ابنترنت از سال 73-1372 (1993م) در ایران جنبۀ کاربردی پیدا کرد. سال 1377 (1997م ، شورای عالی اطلاع رسانی جهت نظم و ساماندهی به استفاده از اینترنت تشکیل شد. تقریبا حدود ده سال پس ازنخستین استفاده های کاربردی در اروپا، اینترنت در ایران نیز کاربردی شد. می توان ادعا کرد که فاصله ایجاد تکنولوژی های جدید ارتباطی در اروپا و ایران رو به کاهش است. این در حالی است که اروپا پس از60 سال اقامت در کهکشان مارکنی وارد کهکشان اینترنت (با توجه به نظریه کاستلز) شد و ایران هم تقریباً همین مدت و حتی چند سالی کمتر در کهکشان مارکنی اقامت داشت.
این بررسی ها بویژه فاصله های رو به کاهش در زمینۀ فناوری های جدید سبب امیدواری به کاهش دسترسی زمانی به آنها می شود اما از طرف دیگر ممکن است منجر به ویژگی های خاص اجتماعی مانند عدم استفادۀ همگانی و عام از اینترنت و...نیز شود.
بررسی برخی اندیشه های مک لوهان در تاریخ ایران
مک لوهان نه تنها رسانه ها را به دو دستۀ گرم و سرد تقسیم میکند، بلکه جوامع میزبان رسانه ها را نیز به دو دسته تقسیم کرده، ناخودآگاه برای فرهنگ و معنی های مخاطب نیز اهمیت بسیار قائل میشود. او می گوید: ما میتوانیم کشورهای عقب افتاده را همانند رسانه های سرد وکشور های پیشرفته را چون رسانه های گرم در نظر بگیریم، درست مانند وضعیت افراد حیله گر و زیرک یک شهر در مقابل افراد ساده و بی غل وغش آن (مک لوهان،1377 :29). ازهمین منظر محسنیان راد فیلم" دخترلر" را بررسی میکند. این فیلم بر اساس داستان عامیانۀ « جعفر و گلنار» شکل گرفته بود و برای همان افراد ساده وبی غل وغش مورد نظر مک لوهان در یک کشور عقب مانده نمایش داده می شد. (محسنیان راد،1181:1384)
مک لوهان دربارۀ علت نامگذاری وسایل سرد وگرم چنین می نویسد: « اوضاع و احوال با گذشته فرق کرده است. وقتی می گوییم فلان شخص نسبت به فلان موضوع گرایش سرد دارد، منظورمان این است که چنان با آن یکی می شود، آنچنان نسبت به آن احساس علاقه وتعهد می کند که گاهی اوقات بین او وموضوع فاصله وتفاوتی نمی توان قائل شد. من دو صنعت گرم وسرد را بطور متفاوت بکار گرفتم زیرا در فرهنگ عامه بخصوص در بین جوانان واقعاً سرد و گرم درست برخلاف معانی ظاهری آنها بکار برده میشود. (رشیدپور ، 1352: 113و112)
وسیلۀ ارتباطی گرم از نظر او وسیله ای است که تنها یکی از حواس پنجگانۀ ما را در نهایت تکامل و قدرت بکار می گیرد. وقتی می گوییم یک چیز در مقابل حواس ما نهایت تکامل و وضوح خود را آشکار می سازد مقصودمان این است که تمام جزئیات آن دیده می شود و حس ما در برخورد با آنها نباید چیزی از خود مایه بگذارد و یا خلأ موجود را پر کند. وسیلۀ ارتباطی سرد، ضرورتاً دخالت وهمکاری بیشتری از حواس مخاطب طلب می کند، در حالی که مخاطب یا گیرندۀ پیام در مقابل وسیلۀ ارتباطی گرم از این دخالت بی نیاز است و همکاری او به حداقل می رسد.(همان،113)
رادیو یک وسیلۀ ارتباطی گرم است. به هنگام شنیدن رادیو ،شنونده خود را به دست آن می سپارد و به اصطلاح در آن غرق می شود. وی معتقد است هنگامی که رادیو به بازار کشورهای اروپایی و آمریکایی سرازیر شد و مورد استفادۀ وسیع قرار گرفت، تنها دو کشور انگلستان وایالات متحده برضد اثرات ناگهانی وتکان دهندۀ آن واکسن مصونیت زده بودند. مک لوهان برخوردار بودن از سواد و شرایط یک اجتماع صنعتی را واکسن مصونیت می شناسد. او میگوید دیگر کشور ها نتوانستند از شوک رادیو در امان باشند. رادیو دارای اثری است که می توان آن را جادوی قبیله ای نامید. تارهای قدیمی پیوستگی های قومی وقبیله ای را در اروپا با آهنگ فاشیسم به لرزش درآورد. (همان:116)
در سالهای اولیۀ تأسیس رادیو در ایران، درصد باسوادان بسیار پایین بود. آمارهای در دسترس نشان میدهد که سال 1314، تعداد فارغ التحصیلان دورۀ شش سالۀ ابتدایی در سراسر ایران در حدود 9 هزار نفر (8884 نفر) بوده و کل محصلین کشور673 هزار و 255 نفر و گرایش باسوادان به روزنامه نیز در پایین ترین حد بوده است. در نتیجه، در همان اوایل کار رادیو، عدۀ داوطلبان شنود رادیو بر خوانندگان بالقوۀ مطبوعات برتری یافت (الهی ، 1353 : 11 در محسنیان راد،1384) بنابراین با توجه به آمارهای موجود در ایران ، کاملاً طبیعی است که مردم بشدت تحت تاثیر فرستندۀ رادیویی قرار داشتند و هیچ گونه مصونیتی بر ضد اثرات آن نداشتند.
مک لوهان در تشبیه معکوس برنامۀ اورسن ولز می گوید: « برای شناخت بهتر قدرت جهان شمولی رادیو می توان به برنامۀ مشهور اورسن ولز اشاره کرد که طی آن، او بطور ساختگی مدعی شد که از کرۀ مریخ به زمین حمله شده است. و بدین ترتیب، عکس العمل مردم زیادی از کشورهای گوناگون پس از انتشار این خبر ساختگی برانگیخته شد. « مک لوهان اقدام هیتلر را نیز مشابه برنامۀ حملۀ مریخی ها دانسته می افزاید:" البته بعد از اورسن ولز ، هیتلر هم تقریباً چنین برنامه ای را اجرا کرد ، منتهی با این تفاوت که او بطور ساختگی عمل نکرد." (مک لوهان1377: 352) تا حدودی میتوان حرف های مک لوهان را با شرایط بوجود آمده در شهریور 1320 مشابه دانست.
در روز سوم شهریور 1320 نیروهای مسلح انگلیس از جنوب ونیروهای مسلح روسیۀ شوروی از آذربایجان ضمن بمباران برخی شهرها پیشروی به سوی تهران را آغاز کردند (پازادگاه،1350، 238-234) هنگامی که شهرهای ایران با هواپیما های متفقین بمباران می شد، عدۀ بسیار کمی بوند که می دانستند چه باید بکنند آنها را می توان خوانندگان مجلۀ اطلاعات هفتگی فرض کردکه در شمارۀ 9 آن مجله نحوۀ مقابله با حملات هوایی را آموزش می داد.
مجلۀ مذکور در آن شماره یک صفحه را بطور کامل به16 نقاشی گرافیکی اختصاص داده بود که از مجلات خارجی برداشته با ترجمه زیر نویس هریک از عکس ها، شیوۀ مقابله با حملات هوایی را برای مردم شهرها نشان می داد. تیتر بزرگ بالای صفحه مذکور این بود: " در مواقع حمله هوایی چه باید کرد ؟"
از طرفی خبر حملۀ متفقین به ایران در همان روز دوشنبه سوم شهریور 1320 از رادیو پخش شد و برای نخستین بار مردم ایران در همان روز حمله مطلع شدند که قوای بیگانه از مرز کشورشان گذشته است. (میرزایی ، 1378: 7)
یکی از اعضای روزنامۀ اطلاعات آن زمان را چنین توضیح می دهد:" در روزهای اول حملۀ متفقین به ایران، استقبال مردم از روزنامه به حدی بود که نظیر نداشت. آن ها از ساعت ها قبل از توزیع روزنامه جلوی دفتر روزنامه آنچنان ازدحام می کردند که برای سربازان و پاسداران جلوگیری از آن امکان نداشت. یک روز تصمیم گرفتم که در میان آن ازدحام ، قبل از انتشار، چند بسته از روزنامه را با موتور ساید دار خود به شمیران که محل اقامت مقام ها بود ، برسانم. آقای مهدی روزنامه فروش را ترک خود سوار کرده، در حالی که بسته های روزنامه را در جعبه های ساید کاری موتور سیکلت جای دادم، به طرف شمیران حرکت کردم. هنگامی که در حال انجام این عمل بودیم، مردم به موضوع پی بردند و در حالی که سیل جمعیت به دنبال ما می دوید، با انداختن یکی دو بسته میان آنها توانستیم خود را خلاص کنیم " ( قاسمی، 1383 : 148)
با توجه به شرایط توصیف شده، رادیو مردم را مطلع می کرد و مطبوعات توضیح می داد(محسنیان راد ، 1384: 1291) هر چند نمی توان دقیقاً این را مشابه برنامۀ اورسن ولز دانست ، اما مردم بی سواد آن زمان ایران به سبب نداشتن مصونیتی که مک لوهان از آن یاد می کند بسیار تحت تأثیرقرار داشتند.

گشت وگذاری در دهکدۀ جهانی مک لوهان:

مک لوهان دنیا ی امروز را دنیای الکترونیک می داند. وی معتقد است: محیط الکترونیکی عصر حاضر فضای قدیمی تصویری را که سال هاست به آن خو گرفته ایم، نامطبوع وبدون ارزش خواهد ساخت. در دنیای الکترونیک حوادث، اشیا و موجودات در یکدیگر فرو می روند، با یکدیگر رابطه پیدا می کنند، جدایی ها از بین می رود، تمایزات فراموش می گردد، شباهت ها خود نمایی می کند وبدین ترتیب محیط جدید بوجود می آید. محیطی که می توان آن را یک" دهکدۀ جهانی " نامگذاری کرد. یک دهکدۀ بزرگ جهانی که خصوصیات قبیله ای را در مقیاسی وسیعتر محفوظ می دارد.(رشیدپور، 1352: 8)
مک لوهان معتقد بود که رسانه های جدید باعث بوجود آمدن پدیدۀ جهش اطلاعات خواهند شد و می گفت: " اطلاعاتی که انسانها نیاز خواهند داشت ، از چهار گوشۀ جهان و با سرعت فراوان در اختیارشان قرار خواهد گرفت. [ به این ترتیب ،] جهان بزرگ، روز به روز کوچکتر می شود و انسانها چه بخواهند وچه نخواهند، گویی در یک قبیلۀ جهانی یا یک دهکدۀ جهانی زندگی می کنند. چنین وضعیتی را امکانات الکترو نیک فراهم خواهد کرد.(رشید پور ، 1354: 43- 41 )
به این ترتیب فکر دهکدۀ جهانی در سال 1964 پایه گذاری شد. مک لوهان تا پایان حیاتش یعنی 15 سال بعد همواره به دهکدۀ جهانی اشاره می کرد و می گفت:" اکنون دیگر کرۀ زمین بوسیلۀ رسانه های جدید آنقدر کوچک شده که ابعاد یک دهکدۀ را یافته است." ( مک لوهان ،1377: 172) . مک لوهان با مقایسۀ دهکدۀ فرضی خود با دهکدۀ سنتی می گفت: « همانگونه که در این دهکدۀ سنتی، روابط انسانها بیشتر حالت بین فردی دارد، در دهکدۀ جهانی نیز با وجود رسانه های جدید، روابط بین انسانها در همه جا حالت رابطه ای بین فردی خواهد یافت و در حد روابط افراد یک دهکدۀ کوچک خواهد بود».(همان:298 )
فلورین پیه ته آ(Florin Pitea )به ستایش پیشگویی های مک لوهان می پردازد و دلیل بیان چنین تفکری را نحوۀ انعکاس حوادث جنگ ویتنام در کانادا می داند ومی نویسد: « مک لوهان، در جریان جنگ ویتنام می دید که اگر چه هموطنان وی – کانادایی ها - اصلاً در جنگ شرکت ندارند، اما گزارش های جنگی شبکه های تلویزیونی آمریکا را دنبال و همانند آمریکایی ها ابراز احساسات می کنند. به این ترتیب، او در سال1968، یعنی بیست وسه سال قبل از پوشش تماشایی جهانی جنگ خلیج فارس از سوی شبکۀ تلویزیونی سی.ان.ان گفت که جنگ ویتنام اگر چه اولین جنگ از نظر تجاوزگری نیست، نخستین جنگ از لحاظ مخاطبان رسانه های دیداری است. همین تجربه، مک لوهان را به طرف نگرش به همۀ جهان به مشابۀ یک جامعۀ بزرگ یعنی" دهکدۀ جهانی" راهنمایی کرد. او پیش بینی کرد که رسانه های الکترونیک موجب ایجاد روابط آنی بین جوامع می شوند و بنابراین با « حضور همه جایی الکترونیک»، مرزهای فیزیکی از بین می رود و نوعی تجانس کامل ایجاد می شود. (Pitea, 2005: P.5)
محسنیان راد هم بوجود آمدن دهکدۀ جهانی مورد نظر مک لوهان را تصدیق می کند و معتقد است: « شکل گیری دهکدۀ جهانی، آنگونه که مک لوهان تجسم می کرد با ایجاد اولین وب سرویس در سال 1990 ، تأسیس شبکه تلویزیونی جهانی سی.ان.ان. در 1991 و ایجاد وب سایت یاهو در 1993 آغاز شد. ضمن آنکه قبل از آن تاریخ، نخستین تجربه های پوشش با ماهواره های پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی(Direct Broadcasting satellite = DBS) به وقوع پیوسته بود.(محسنیان راد ، 1384 ، ص 1709 )
در خصوص تغییر نام دنیای جدید هم محسنیان راد معتقد است: « اندیشمندان ارتباطات از اویل دهۀ 1990 شاید چون اصطلاح دهکدۀ جهانی(Global Village ) ناظر برانجام عملی نبود، از فعل جهانی شدن(to globalize ) استفاده کرده وابزار آن را نیز فناوری اطلاعاتی _ ارتباطاتی، نامیدند ».(همان:1709 )
این در حالیست که مانوئل کاستلز طی مصاحبه اش با ترهی روناتانن به صراحت چنین می گوید: « دهکدۀ جهانی یک موضوع قوی وجالب توجه در زمان بیانش بود، یک پیش بینی کاملاً غلط بود. آن یک دهکده، نیست بلکه یک شبکۀ جهانی از کومه های شخصی(Individual cottage ) است که بسیار متفاوت است. اینترنت جوامع محلی را به جوامع جهانی تبدیل می کند که این کار از طریق اتصال به موتورهای جستجوگر ، اطلاعات فرا متنی با داده های متفاوت فراوان فراوان صورت می گیرد.» (Rantanen, 2005)
با وصل شدن به کامپیوتر های شخصی و بوجود آمدن اینترنت، ارتباطات همزمان نوشتاری،صوتی وتصویری دوسویه وچند سویه برای بشر امکان پذیر شد. در حال حاضر افراد در هر نقطۀ جهان می توانند بصورت همزمان با مشاهدۀ تصویر همدیگر و داشتن صدای دو طرف به تبادل مطلب با یگدیگر بپردازند.(عاملی، 1383 ). ویژگی ارتباطی اینترنت کاملاً متفاوت از ارتباطات رادیویی وتلویزیونی یکسویه است، بنابراین چنین ویژگی های متفاوتی سبب بوجود آمدن جوامع جدید شده است و با توجه به دیدگاه کاستلز هر فرد کومۀ شخصی خود را دارد که می تواند لزوماً از دسترس دیگران دور باشد.


منابع:


فارسی:
· الهی، صدر الدین؛ معتمد نژاد، کاظم و محسنیان راد،مهدی(1353).بررسی محتوای برنامه های رادیو ایران،تهران: دانشکده علوم ارتباطات، مرکز تحقیقات.
· پازارگاد، بهاءالدین(1350). کرونولوژی تاریخ ایران، تهران: اشراقی.
· رشید پور، ابراهیم(1352). آیینه های جیبی آقای مک لوهان: تهران: دفتر انتشارات رادیو تلویزیون ملی ایران.
· سورین ، ورنر و تانکارد، جیمز(1381). نظریه های ارتباطات ، مترجم: علیرضا دهقان ، تهران:دانشگاه تهران
· طباطبایی ، محیط(1375). تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تهران: موسسه انتشارات بعثت.
· عاملی، سعید رضا(1383). "جهانی شدنها: مفاهیم ونظریه ها"، فصلنامه فلسفی، ادبی، فرهنگی ارغنون، ش24، تابستان 1383، صص 1- 58.
· قاسمی، فرید(1383). رویدادهای مطبوعاتی ایران 1315-1382، تهران:مرکز مطالعات وتحقیقات رسانه .
· محسنیان راد، مهدی(1369). ارتباط شناسی(ارتباطات انسانی ، میان فردی ،گروهی و جمعی)، تهران:سروش.
· محسنیان راد، مهدی(1384). ایران در چهار کهکشان ارتباطی(سیر تحول تاریخ ارتباطات در ایران، از آغاز تا امروز)، تهران:سروش.
· معتمد نژاد، کاظم(1382). اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی،تهران:مرکز پژوهش های ارتباطات.
· مک لوهان، هربرت مارشال (1377). برای درک رسانه ها، تهران: مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
· میرزایی، محسن(1378). "اینجا برلین...اینجا برلین"، ایران، ش 1295، 2مرداد1378.
لاتین:

· Debord, G. (1983) Society of the Spectacle, Detroit: Red and Black
· Kittler, F. (1999) Gramophone, Film, typewriter, trans. G. Winthrop-Young. Palo Alto, CA: Stanford University Press.
· Oxford (1992); Illustrated Encyclopedia, Peoples and Cultures, V. 7, Oxford University Press.
· Mac Donald, Micheal (2006) "Empire and Communication, Media Wars of Marshal McLuhan" Media, Culture & Society Vol. 28(4) Nom. 505-520.
· Pitea, Florin (2002). http:/www.geocities.com/them_addancnyyod/infinn.html.
· Rantanen, Terhi (2005)." The Message is the Media: An interview with Manuel Castells" Global Media and Communication, Vol. 1(2): 135-147.
· Yaros, Ronald A. (2006). "Is it the medium or the message? : structuring complex news to enhance engagement and situational understanding by nonexperts", Communication Research, Vol. 33, No. 4.
http://www.ictfarajoo.com

آسیب اجتماعی

                                                           زلزله  

16 طلاق در هر ساعت

بررسی پرونده های طلاق در کشور نشان می‌دهد امسال با رشدی 6 درصدی همراه بوده است به طوری که در 6 ماهه نخست امسال 70 هزار و 841 طلاق در کشور به ثبت رسید. در طی سال‌های 1383 تا 1390 نیز در مجموع 868 هزار و 312 زوج در ایران از هم جدا شدند.


مهر نوشت: بررسی آمار طلاق در کشور نشان می دهد طی ده گذشته روند صعودی به خود گرفته است. به طوری که به اعتقاد کارشناسان آمار طلاق در ایران به زلزله ای خاموش تبدیل شده است که هر روز در حال تکان دادن جامعه می باشد. بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان ثبت احوال همچنان تهران رکورددار طلاق در کشور است به طوریکه روزانه 90 زوج در تهران از یکدیگر جدا می شوند.

از سوی دیگر روند طلاق در ایران در حالی نگران کننده است که در مقایسه با دیگر کشورها در وضعیت بهتری قرار دارد. مشکلات جنسی، فقر مهارت های ارتباطی و خیانت از مهمترین دلایل طلاق در ایران است که تاکنون فقط به این دلایل اشاره شده و هیچ راهکاری از سوی دستگاه‌های مسوول برای کاهش آمار طلاق ارائه نشده است.

جلال یونسی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در این باره معتقد است : متاسفانه میزان طلاق در جامعه ما بالاست . برای طلاق همواره 5 تا 6 عامل را بر می‌شمارند که یکی از آنها جزئی‌نگری و ریزبینی و دیگران را با خط کش خود سنجیدن است. نتایج بررسی که سال 90 بر روی هزار پرونده طلاق در دادگاه های جنوب شرق و شمال غرب تهران صورت گرفته، فقر مهارت‌های ارتباطی علت 40 تا 45 درصد طلاق‌هاست. دومین علت عدم تناسب خصوصیات شخصیتی دختر و پسر است. به طور مثال مرد برون‌گرا نمی‌تواند با زن درون‌گرا زندگی خوبی داشته‌باشد. سومین علت، اختلافات بالینی افسردگی، اضطراب و وسواس‌هاست. چهارمین علت مباحث اقتصادی است. مشکلات جنسی هم نقش مهمی در طلاق‌ها دارد. از سوی دیگر رفتارهای پرخطر مانند اعتیاد و دخالت های والدین از دیگر عوامل طلاق است.

کارشناسان در این زمینه اعتقاد دارند، استفاده از مشاوره‌های قبل از ازدواج می تواند نقش مهمی در کاهش آمار طلاق داشته باشد. در این جلسات به ریزبینی و باریک بینی زنان و مردان توجه می‌شود.

رشد 6 درصدی طلاق در ایران

بررسی پرونده‌های طلاق در کشور نشان می دهد امسال با رشدی 6 درصدی همراه بوده است به طوری که در 6 ماهه نخست امسال 70 هزار و 841 طلاق در کشور به ثبت رسید.در طی سال های 1383 تا 1390 نیز در مجموع 868 هزار و 312 زوج در ایران از هم جدا شدند.

جمع طلاق صورت گرفته

روستایی

شهری

سال

73882

10476

63406

1383

84241

14218

70023

1384

94039

15238

78801

1385

99852

15732

84120

1386

110510

17014

93496

1387

125747

19199

106548

1388

137200

-------

---------

1389

142841

--------

----------

1390

طی هشت ماهه نخست امسال نیز 22 هزار و 128 واقعه طلاق در تهران به ثبت رسیده است. بررسی این آمار نشان می‌دهد 20 هزار و 897 زوجی که از هم جدا شدند، در یک تا دو سال اول زندگی مشترک بودند. همچنین 30 تا 34 سال سن طلاق برای مردان و 25 تا 29 سال نیز بیشترین طلاق هایی بوده که برای زنان رخ داده است. در مجموع میانگین سنی طلاق در مردان 36 سال و در زنان 32 سال اعلام شده است.همچنین بر اثر این آمار بیشترین طلاق ها در یک سال اول زندگی زوج ها رخ می‌دهد.

60 درصد طلاق ها به خاطر ناتوانی جنسی

دکتر مجید ابهری، آسیب شناس اجتماعی هم در این رابطه می‌گوید: طی سالهای اخیر با توجه به تغییر سبک زندگی و گرایش به مصرف زدگی دلایل اصلی طلاق در کشور تغییر یافته است. فاصله گرفتن از سبک زندگی اسلامی- ایرانی، مشکلات اقتصادی و تورم که باعث ایجاد تنوع در خانواده ها می‌شود و عدم تفاهم بین زن و شوهر از مهمترین دلایل طلاق در کشور است.

وی ادامه داد: 60 درصد طلاق ها در مسائل جنسی ریشه دارد. در این زمینه زوجین به دلیل چارچوب های فرهنگی- اجتماعی دلیل واقعی را بیان نمی‌کنند و بهانه های دیگر را پیش می‌کشند.

این آسیب شناس اجتماعی خاطر نشان کرد دخالت اطرافیان ، انتخاب بر اساس معیار ظاهری و مادی، ضعف کنترل رفتارهای هیجانی و فقدان مدیریت رفتار زناشویی از دیگر عوامل طلاق در ایران است.

وی با اشاره به نقش روابط زناشویی در طلاق در جامعه گفت: گسست روابط زناشویی به دلیل روابط فرا زناشویی ناشی از تضاد فرهنگی، اختلافات طبقاتی و عدم رعایت موازین اخلاقی یکی دیگر از عوامل طلاق در ایران است که طی چند سال اخیر تاثیر مهمی در جدایی زوجین داشته است.

دکتر ابهری با اشاره به طلاق 85 درصد زوج ها در پنج سال اول زندگی شان تاکید کرد: این واقعیت بیانگر انتخاب نادرست و ضعف تفاهم می باشد چرا که ازدواج یعنی پیوند دو نفر از دو فرهنگ و دو دیدگاه متفاوت اجتماعی و برای جذب این دو دیدگاه حداقل پنج سال زمان لازم است. متاسفانه در کشور طلاق در مرحله عقد رو به افزایش است. در کنار طلاق قانونی و شرعی، طلاق های عاطفی و روانی در جامعه رو به افزایش است.

وی ادامه داد: 35 درصد از زوج هایی که در 5 سال اول زندگی طلاق می گیرند دارای یک یا دو فرزند هستند و بر خلاف بعضی باورهای غلط که فرزند آوری را اصلاح کننده روابط زناشویی می دانند، وجود فرزند ضمانت دوام نیست.

کشور

نرخ  طلاق

فرانسه

53/2

روسیه

52/6

نروژ

49/8

آلمان

48/8

کانادا

46/3

استرالیا

41/2

ژاپن

35/8

چین

21/2

ترکیه

20/3

اردن

20/3

ایران

16/3

کدام استان ها رکورد دار طلاق هستند

رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های وزارت جوانان درباره علل اصلی طلاق در ایران نظر دیگری دارد. به اعتقاد او،  فساد اخلاقی، اختلال روانی، ترک نفقه، اجرا گذاشتن مهریه، بیکاری و نداشتن شغل مناسب از مهمترین دلایل طلاق در میان زوج‌های ایرانی است.

محمدتقی حسن زاده ادامه داد: آخرین پژوهش های انجام شده در مورد گروهی از  زوج های متقاضی طلاق به عنوان جامعه آماری، نشان می دهد که ارتباط ناسالم و فساد اخلاقی، مهمترین علت طلاق در میان جوانان ایرانی است.

 وی افزود: دلایل دیگری همچون اختلال روانی، ترک نفقه، اجراگذاشتن مهریه، بیکاری و نداشتن شغل مناسب به ترتیب در مقام های دیگر علل افزایش طلاق عنوان شده است.

 وی توضیح داد: استان های تهران، خراسان رضوی و فارس هم در ازدواج و هم در طلاق بالاترین آمار را به خود اختصاص داده اند. همچنین بیشترین درخواست های طلاق از سوی زنان ثبت شده است.

به گفته این مقام مسوول، در 6 ماهه دوم سال 91، آمار طلاق رو به افزایش بوده و آمار ازدواج کاهش یافته است.

حسن زاده با اشاره به طلاق های عاطفی که این روزها در میان زوج های ایرانی روند رو به رشدی دارد، گفت: آمار دقیقی از طلاق های عاطفی در میان زوج های ایرانی نداریم، اما یکی از مهمترین علل اینگونه رفتارها، تغییر در سبک زندگی و فردگرایی افراد به تقلید از فرهنگ غربی است.

حال آنکه این افزایش آمار طلاق در جامعه و به تبع آن افزایش زندانیان مهریه باعث نگرانی کارشناسان در این حوزه شده است. کار به جایی رسید که رئیس قوه قضائیه با صدور بخشنامه ای اعلام کرد محکومان مهریه که اعسار آنها تائید شده است باید از زندان آزاد شوند.

زلزله طلاق

محمدعلی اسفنانی ، سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس معتقد است که زلزله طلاق در جامعه در حال رخ دادن است.

او ادامه داد: در صورت وقوع زلزله ای در جامعه رسانه ها و مسئولان به صورت گسترده به آن می پردازند اما در برابر زلزله طلاق در جامعه هیچ اقدام موثری انجام نمی شود. این زلزله قابل پیش بینی است و مسئولان جامعه باید در برابر آن هوشیارتر باشند.

وی افزود: دستگاه های زیادی در این رابطه مسئول هستند و دستگاه قضا آخرین دستگاهی است که به اجبار وارد می شود. در این زمینه باید اقدامات پیشگیری مانند آموزش جوانان با مهارت های زندگی قبل از زندگی صورت گیرد.

وی درخصوص بخشنامه رئیس دستگاه قضا برای آزادی زندانیان مهریه و تاثیر آن بر روی کاهش طلاق گفت : این موضوع در کاهش طلاق تاثیر زیادی ندارد و بیشترین تاثیر آن آزادی زندانیان مهریه است.البته می تواند باعث شود که برخی زنان که با زندانی کردن شوهر به دنبال متنبه کردن او یا دریافت مهریه هستند روش های منطقی را در پیش بگیرند.متاسفانه زندگی های ناپایدار در ایران بیشتر از 6 ماه دوام ندارند و اختلافات زود بروز می کند.

با این وجود به نظر می رسد یکی از معضلات خاموشی که خانواده های ایرانی را هدف قرار داده است ، طلاق است که با ادامه این روند در آینده ای نزدیک با یک چالش بزرگ در حوزه خانواده روبرو خواهیم بود. در کنار پرداختند به موضوع جدایی زوج ها باید به سرنوشت بچه های طلاق هم توجه داشت. آمار پلیس حکایت از ورودبرخی از  این کودکان به حوزه جرم دارد

برج میلاد در ایام نوروز 92

در قالب اکران نوروزی:

چهار فیلم در سالن برج میلاد نمایش داده می‌شود

برنامه نمایش چهار اثر سینمایی در سالن همایش های برج میلاد در ایام نوروز 92 برگزار می‌شود.

به گزارش ایرنا، فرزاد هوشیار مدیر عامل برج میلاد گفت: فیلم های سینمایی تهران 1500، حوض نقاشی، رسوایی و عشق در ایام نوروز در سالن همایش های برج میلاد اکران عمومی می‌شود.

وی درباره نبودن فیلم هایی همچون قاعده تصادف و رژیم طلایی در اکران نوروزی برج میلاد یادآور شد: انتخاب نشدن این آثار برای اکران نوروزی به واسطه سیاستگذاری خاصی نبوده و پخش کننده طرف قرارداد با برج میلاد، اکران این آثار را در دستور کار نداشته است.

به گفته هوشیار، قیمت بلیت سینماهای برج میلاد همانند سینماهای درجه یک شهر تهران 5 هزار تومان تعیین شده است.

وی یادآور شد: همچنین سینمای شش بعدی برج میلاد نیز که سینمایی کاملا ایرانی است پیش از ایام نوروز افتتاح خواهد شد.

به گفته مدیرعامل برج میلاد، در این سینما 32 افکت برای فیلم های سینمایی وجود دارد که در نوع خود منحصر بفرد است.

هوشیار تاکید کرد که برج میلاد در قالب برنامه های نوروزی از ساعت 9 تا 22 پذیرای علاقمندان است.

وی همچنین از آمادگی برج میلاد برای نمایش تئاتر بخش خصوصی در این مجموعه خبر داد و اظهار امیدواری کرد پس از نوروز سال 92، مسابقه نمایشنامه خوانی در برج میلاد با حضور اهالی تئاتر برگزار شود.


ادامه نوشته

کنسرت در روزهای پایانی سال؛ ناظری در اراک به صحنه می‌رود

مجوز اجرای چند کنسرت از سوی دفتر موسیقی صادر شده که از جمله آن‌ها کنسرت شهرام ناظری در اراک است و از سوی دیگر هنرمندانی چون خواجه امیری، فلاحی و سالار عقیلی در تهران و چند شهر کشور به صحنه می‌روند. 

به گزارش  همشهری آنلاین به نقل از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی علاوه بر اجرای شهرام ناظری در اراک، مجوز پنج کنسرت دیگر از سوی واحد نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است که رستاک و احسان خواجه امیری از جمله آنها هستند.

شهرام ناظری با گروه فردوسی برای اجرای قطعاتی چون قفل زندان بشکنم، شیدا شدم، من چه دانم و آوازی در نوا 21 و 20 اسفند ماه از ساعت 20 در سالن امام خمینی (ره) شهرستان اراک به صحنه می‌رود.

همچنین گروه رستاک به سرپرستی سیامک سپهری و خوانندگی فرزاد و بهزاد مرادی 27 اسفند ماه در ساعات 19 و 22 به میزبانی سالن همایش‌های بین‌المللی برج میلاد هشت قطعه را برای علاقه‌مندان خود به اجرا می‌گذارد.

احسان خواجه‌امیری نیز 28 اسفند ماه با اجرای 20 قطعه در ساعات 22 و 18:45 قطعاتی چون تو رو آرزو نکردم، برام هیچ حسی شبیه تو نیست، تو چشات مال من نیست و هرچه آرزوی خوب مال تو را در سالن همایش‌های بین‌المللی برج میلاد تهران برای علاقمندان خود به اجرا می‌گذارد.

همچنین گروه "پالت" به خوانندگی امید نعمتی و کاوه صالحی و گروه "کماکان" به خوانندگی مهدی ساکی، 20 اسفند به ترتیب در ساعات 20 و 18:40 روی صحنه فرهنگسرای نیاوران می‌روند.

گروه "کامران" نیز به خوانندگی کامران رسول‌زاده 23 اسفند در ساعات 22 و 18:45 در سالن اصلی مجموعه فرهنگی – ورزشی اریکه ایرانیان به اجرای 14 قطعه برای علاقه‌مندان خود می‌پردازد.

ترافیک اجراهای موسیقی در اسفند ماه منحصر به این هنرمندان نیست، بلکه مازیار فلاحی که در سال 91 از جمله هنرمندانی بود که بیشترین اجراهای صحنه ای را داشت، در ماه آخر هم قرار است این رکوردداری را با اجراهایی در تهران و شیراز و گیلان حفظ کند.

او در ساعت 18 و 45 دقیقه و 22 روز 25 اسفند در مجموعه فرهنگی ورزشی اریکه ایرانیان تهران، به صحنه می رود و البته چند شب قبل از آن هم در ساعت 19 و 21 و 30 دقیقه روزهای 22 و 23 اسفند  در تالار حافظ شیراز به صحنه می‌رود. سالن فرهنگی ورزشی گیلان نیز یکم و دوم فروردین ماه 92 از ساعت 20 دیگر میزبان مازیار فلاحی است تا او در سال بعد هم همچنان صحنه گردان بیشترین اجراها باشد.

در سوی دیگر سالار عقیلی که رکورد دار بیشترین اجراهای صحنه ای در حوزه موسیقی سنتی است  24 و 25 اسفند با گروه دف نوازان مشتاق به  آهنگسازی فردین کریم خاوری و سرپرستی مهرداد کریم در تالار وحدت به صحنه می رود.

یک روز قبل از سالار عقیلی هم ارکستر سمفونیک سی ساز به رهبری پوریا نظری‌نسب 22 و 23 اسفندماه در تالار وحدت کنسرت دارند. 

ارکستر سمفونیک «سی‌ساز» با حمایت حسین داستان‌پور و مدیریت و سرپرستی سینا حسین‌زاده کارش را از مهرماه امسال آغاز کرد با این هدف که موسیقی مخاطب پسند را ارائه کند .

گروه بادی «آرس‌نوا» به سرپرستی آرمین قیطاسی به همراه گروه موسیقی مدرن «سنگ» که تشکیل شده از سازهای درامز، گیتارباس، گیتار الکترونیک و وکال است این گروه  را همراهی خواهند کرد.

روزنامه نگاری کارآفرین

آشنایی با مفهوم جدید روزنامه نگاری کارآفرین 

مانا دشتگلی هاشمی - روزنامه نگاری کارآفرین، حوزه ای از رسانه را تشریح می کند که در آن تمرکز اساسی بر محتوا و خدمات تولید شده است؛ البته با هدف رونق کسب و کار و نیز تولید پول و درآمد. نکته اینجاست که این دیدگاه، برخلاف دیدگاه رایج گذشته است که روزنامه نگاری و هدفش را نوعی خدمت عمومی برای شهروندان جهان تصور می کرد. روزنامه نگاری کارآفرین این فرصت را برای روزنامه نگاران ایجاد می کند تا به این ایده که ضمن تولید محتوا، می توان به شرایط کسب و کار و پول درآوردن هم توجه کرد، فکر کنند.

با وجود تعریفی که در بالا ارائه شد، هنوز اندیشمندان حوزه روزنامه نگاری و ارتباطات، تعریف دقیق و جامع و مانعی از روزنامه نگاری کارآفرین ارائه نداده اند. این مسئله شاید مربوط به ماهیت روزنامه نگاری کارآفرین باشد که بین رشته ای و ترکیبی از روزنامه نگاری، کارآفرینی، تجارت و حتی فناوری ارتباطات و اطلاعات است. 

فعالین حوزه روزنامه نگاری و رسانه، هر یک تعریف خود را از روزنامه نگاری کارآفرین ارائه می دهند. اندرسون، مدرس روزنامه نگاری کارآفرین می گوید، روزنامه نگاری کارآفرین شاید پاسخی به تغییرات ایجاد شده در سبک و ابزارهای تولید خبر و گزارش باشد. وی این مفهوم را ترکیبی از ایده های جدید و در حال ظهور مربوط به فعالیت های دیجیتالی جدید می داند که منجر به کسب و کار و تجارت و درآمدزایی می شود. اندرسون همچنین با اشاره به تغییرات در عملکرد روزنامه نگاری حرفه ای با توجه تحولات تکنولوژیک در صنایع خبری، حرکت به سوی روزنامه نگاری کارآفرین را تلاش برای بقا و ماندن در فضای کاری روزنامه نگاری، توصیف می کند.

در کنار این تعریف، سیبریک بنت، روزنامه نگار و استاد دانشگاه بلمونت، روزنامه نگاری کارآفرین را یک طرز تفکر قلمداد می کند که جریانی از درآمد را برای فرد روزنامه نگار به ارمغان می آورد. بنت معتقد است که روزنامه نگاری کارآفرین چیز جدیدی نیست چرا که با تحولات در هر دوره تاریخی و تغییر در تکنولوژی های آن دوره، خلاقیت و کارآفرینی لازمه روزنامه نگاری در همه زمان ها بوده است. وی می گوید استفاده درست و در مسیر درست از ابزارها، روزنامه نگاری کارآفرین را می سازد. بنت معتقد است در مسیر روزنامه نگاری کارآفرین باید درآمدزایی اتفاق بیفتد. 

فعالان روزنامه نگاری کارآفرین معتقدند در این شیوه از روزنامه نگاری، می توان مستقل بود، البته نه لزوما به معنای آن‌که در عملی کارآفرینانه، دست به ایجاد یک شرکت رسانه ای یا کمپانی خبری و خبرگزاری بزنید - که هر چند می توانید- اما، به این معنا که در روزنامه نگاری کارآفرین، شما خود، رئیس خود هستید. لذا تلاش کنید برای مطلبی که می خواهید روی نت منتشر کنید یا ویدئویی که قرار است بارگذاری کنید و یا مصاحبه ای که در انحصار شماست، یک اسپانسر پیدا کنید. در این معنا، روزنامه نگاری کارآفرین یعنی، قادر باشید، بدون وابستگی به یک رسانه بزرگ و یا کمپانی رسانه ای، در قبال تولید روزنامه نگارانه تان، پول دربیاورید.

برخی معتقدند که این شیوه از روزنامه نگاری، حتی می تواند مرز حوزه های خبری را نیز درنوردد و هر روزنامه نگار کارآفرین این امکان را داشته باشد تا در حوزه های خبری مختلف ورود کرده و با تهیه مطلب، به دنبال کسب درآمد نیز باشد.

هر چند ممکن است برای برخی، اصطلاح روزنامه نگاری کارآفرین کمی عجیب و دور از ذهن به نظر برسد و حتی آن را در تقابل با ایده سنتی روزنامه نگاری، که پرهیز از تجاری شدن سرلوحه آن است بدانند؛ اما باید به این نکته نیز توجه داشت که این دیدگاه سنتی، در دنیای امروز، آینده ای مبهم و نگران کننده را برای روزنامه نگاری به ارمغان خواهد آورد.

ممکن است کمی اغراق به نظر بیاید، اما این حقیقت دارد که فرصت های شغلی، امروزه برای روزنامه نگاران کاهش پیدا کرده است و این کاهش در حالی اتفاق می افتد که به نظر می رسد، تعداد تقاضا در بازار کار روزانه افزایش می یابد.

همه ما شاهد بوده ایم که گه گاه، تعداد زیادی از روزنامه نگاران تعدیل و یا به واسطه مسائل مالی و یا تخلفات حرفه ای نشریه، از کار بیکار شده و به انبوه روزنامه نگاران بیکار دیگر پیوسته اند. ضمن آن‌که با اضافه شدن به تعداد روزنامه نگاران در جستجوی کار، روزنامه نگاران تازه کار، باید تلاشی مضاعف در مقابل همکاران کهنه کار و با تجربه خود داشته باشند تا بتوانند فرصت های شغلی اندک را از آن خود کنند.

اینجاست که روزنامه نگاری کارآفرین، این امید و احتمال را پیش روی روزنامه نگاران به ویژه روزنامه نگاران جوان، قرار می دهد تا از طریق تفکر کارآفرین، با ایجاد شغل های جدید درآمدزایی کنند و بار سنگین مشکلات را از دوش خود و همکاران خود بردارند.

اکنون مدتی است، پرسش هایی نظیر «الگوی تجاری جدید برای روزنامه نگاری در شرایطی که شهروندان بیش از پیش توقع ارائه خدمت رایگان دارند، چیست؟» مطرح می شود و هر گاه جمع کوچکی از روزنامه نگاران، گرد هم می آیند، نگرانی هایی از این دست را ابراز می کنند.

برای سال ها، رسانه های حرفه ای، اصطلاح، دیوار چین را به منظور جدا کردن اتاق های خبر از بخش تجاری کمپانی های رسانه ای خود استفاده می کردند؛ اما حالا زمان در حال تغییر است و این دیوار در حال کوتاه شدن. 

آنچه باید مورد توجه قرار گیرد آن است که تنها، حرفه روزنامه نگاری و رسانه ها با موج تحولات اجتماعی و نیز تکنولوژیک تصادم نکرده اند، بلکه بسیاری حوزه ها و زمینه های شغلی و اجتماعی دیگر نیز، دستخوش این امواج پرتلاطم شده اند. با این همه، بهره برداری از پتانسیل تحولات تکنولوژیک در احیا و ساخت تولیدات رسانه ای و ایجاد شغل های جدید در این حوزه است، که باید مد نظر قرار گرفته شود.

به طور مثال در این زمینه می توان به ایجاد نسل جدیدی از روزنامه نگاران کارآفرین اشاره کرد که لازمه ی تربیت و آموزش آنها، برگزاری دوره های آموزشی و تحصیلات مقدماتی و تکمیلی برای همپا شدن نسل جدید روزنامه نگاران، با تحولات است. مثال عملی و اجرا شده آن برگزاری دوره های آموزشی و ترمیک CUNY (The City University of New York) با همکاری یک بنیاد رسانه ای دیگر است که به تربیت روزنامه نگاران کارآفرین از سال 2010 تا کنون اقدام کرده اند و دوره های آموزشی خود را به طور مرتب برگزار می کنند. این خود مثالی از ایجاد کار از طریق روزنامه نگاری کارآفرین است؛ ضمن آن که به واسطه آموزش این نیروها، تفکر و خونی تازه به کالبد روزنامه نگاری و رسانه دمیده می شود و عاملی برای خلق فضاهای کاری جدید و رسانه های جدید با تفکری کارآفرینانه می شود.

همچنین با بهره گیری از فرصتی که روزنامه نگاری کارآفرین نامیده می شود، رسانه های قدیمی ناچار به تکامل، تغییر و تحول همگام با ظهور ایده های جدید هستند. مثال عملی این ادعا، راه اندازی سایت روزنامه نگاری تجربی، تحت عنوان درست/ خطا (True/Slant) در اواسط سال 2009 است که توسط کمپانی قدیمی رسانه ای فوربز، صورت گرفت. این وبسایت می کوشد تا مفهوم روزنامه نگاری کارآفرین را ترویج دهد. لویس دورکین، از کهنه کاران رسانه، این سایت را با هدف کمک به خبرنگاران برای پیوستن به یک سازمان خبری صاحب نام و دارای اعتبار و حقوق ثابت دایر کرد. نویسندگان مطابق قرارداد ملزمند که با خوانندگان در تعامل باشند و بخش اظهارنظر مطالب خود را شخصا مدیریت کنند. برخی از خبرنگاران این سایت حقوق ماهانه ثابت می گیرند و سایرین بر اساس میزان مخاطبی که به سمت سایت می کشند، دستمزد دریافت می کنند. آنها همچنین این فرصت را دارند که در درآمد آگهی سهیم باشند و بخشی از سهام شرکت را در اختیار داشته باشند. این نیز، مثال دیگری از ایجاد کار از طریق روزنامه نگاری کارآفرین است که توسط دورکین محقق شده است. 

روزنامه نگاری کارآفرین همان طور که پیشتر اشاره شد، فقط به این معنا نیست که شما یک کمپانی یا شرکت تجاری رسانه ای برای خودتان راه اندازی کنید؛ بلکه به معنی خلق محصولات جدید، بازار جدید، ایده های جدید و تجارت جدید به منظور کسب سود اقتصادی بیشتر، برای ارتقای محصولات آینده تان، بازارتان و ایده هایتان است؛ آن هم در دنیایی که به سرعت چشم انداز رسانه های دیجیتال در آن در حال تغییرند.

روزنامه نگاری کارآفرین به شما خواهد آموخت که چگونه کسب و کارهای رسانه ای موفق، از طریق کارآفرینی به تجارت و درآمدزایی رسیده اند و شما چگونه می توانید با نوآوری و اخبار پایدار به همین مسیر قدم بگذارید. این که چگونه یک روزنامه نگارِ هوشیار بوده و از فرصت ها استفاده کنید. این که چگونه ایده خود را تبدیل به یک محصول، خدمت و یا تولید درآمد کنید.

مارک بریگز نویسنده کتاب روزنامه نگاری کارآفرین می گوید برخلاف تصور عموم، صنعت خبر، یک تجارت ورشکسته نیست و یا نیاز به تعمیر و بازسازی ندارد. بلکه در دهه دوم این قرن، ما در اکوسیستم جدیدی از خبر زندگی می کنیم که سرزمینی از فرصت ها، برای روزنامه نگاری کارآفرین است. همان‌گونه که بسیاری از ناشران روزنامه پیش از این گفته بودند: «ما نمی خواهیم روزنامه را برای پول منتشر کنیم، ما با کسب پول و درآمدزایی، قادر خواهیم بود، روزنامه منتشر کنیم.» و لذا این همان وظیفه ای است که برعهده کارآفرینان خبری در عصر دیجیتال است.

نظرسنجی تاریخ موسیقی ایران

در آستانه نوروز 1392 سایت موسیقی ما برگزار می‌کند؛
بزرگ‌ترین نظرسنجی تاریخ موسیقی ایران

موسیقی ما- بار دیگر روزهای آخر سال فرا رسیده و رسانه‌های مختلف در پی انتخاب برترین‌های سال در حوزه‌های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، سیاسی و... هستند. در این میان سایت خبری تحلیلی «موسیقی ما» نیز قصد دارد به رسم سنت چند ساله خود برترین‌های موسیقی ایران در سال 1392 را نیز انتخاب و معرفی کند. با این تفاوت که این نظرسنجی بدون‌شک بزرگ‌ترین رای‌گیری تاریخ موسیقی ایران خواهد بود. چرا که جامعه آماری‌ای که در نظرسنجی «موسیقی ما» از آرا و نظرات آنها سود جسته می‌شود، به قدری وسیع و جامع بوده که تاکنون در موسیقی ایران سابقه نداشته است.

نظرسنجی سالانه «موسیقی ما» این بار در دو بخش آرای کارشناسان و مردم برگزار می‌شود. در بخش اول، یک‌هزار نفر از فعالان و دست‌اندرکاران حوزه موسیقی (اعم از خواننده، آهنگساز، تنظیم‌کننده، نوازنده، ترانه‌سرا، تهیه‌کننده، صدابردار، منتقد و روزنامه‌نگار و...) به انتخاب برترین‌های موسیقی سال از نگاه خود می‌پردازند و در بخش آرای مردمی نیز تمامی کاربران سایت می‌توانند نظرات خود درباره بهترین و موفق‌ترین موزیسین‌های سال 91 را اعلام کرده و در این حرکت بزرگ سهیم شوند.

بدون شک با ورود آهنگسازان و خوانندگان نامدار ایران و البته هواداران پرشمارشان به عرصه این نظرسنجی، رقابت داغی در این روزهای پایانی سال بین ستاره‌های موسیقی ایران در خواهد گرفت که قطعاً جذابیت‌های فراوانی به دنبال خواهد داشت.

 

چند نکته:

1- برای شرکت در نظرسنجی کافی است در چند قدم کوتاه (که کمتر از یک دقیقه از شما زمان خواهد گرفت) در سایت «موسیقی ما» عضو شوید. این کار برای سلامت و دقت هرچه بیشتر نظرسنجی انجام شده است.

2- برای جلوگیری از بروز هرگونه شائبه‌ای در مورد صحت و سلامت نظرسنجی برای خوانندگان و موزیسین‌های گرامی، آرای تک‌تک شرکت‌کنندگان  در بخش کارشناسان پس از پایان نظرسنجی (در هفته آخر فروردین 92) از طریق همین سایت منتشر خواهد شد.

3- از آنجا که آلبوم‌هایی و کنسرت‌هایی که در روزهای پایانی هر سال انتشار و برگزار می‌شوند، معمولاً شانس حضور در نظرسنجی‌های آن سال و ارزیابی را از دست می‌دهند، بازه زمانی این نظرسنجی را تا 20 فروردین در نظر گرفته‌ایم که نظرسنجی جامعیت بیشتری داشته باشد و خدای ناکرده حقی از کسی تضییع نشود.

4- ملاک ما برای این نظرسنجی فعالیت‌های موسیقایی موزیسین محبوب شما در طول سال 91 است. به طور مثال ممکن است خواننده مورد علاقه کسی «علیرضا عصار» باشد؛ اما از آنجا که ایشان در خلال سال 91 فعالیتی به صورت آلبوم، سینگل و یا کنسرت نداشته، طبعاً در نظرسنجی سال 91 نمی‌توان به علیرضا عصار رای داد، به طور مثال البته.

5- شرکت‌کنندگان در نظرسنجی تا آخرین روز رای‌گیری (20 فروردین 1392)، امکان تغییر نظر خود را دارند تا اگر کنسرت جدیدی برگزار و یا آلبوم تازه‌ای در این روزها منتشر شد، بتوانند نظر خود را اعلام کنند. برای این کار کافی است با نام کاربری و کلمه عبور خود وارد شده و نظرات خود را تغییر دهید.

6- برای سهولت کار شما در نظرسنجی، تعدادی گزینه در هر رشته پیش روی شما قرار گرفته تا شما رأی خود را راحت‌تر اعلام کنید. اما این امکان هم وجود دارد که گزینه‌ای از دید ما دور مانده باشد. به همین خاطر، این امکان را در نظرسنجی قرار داده‌ایم که شرکت‌کنندگان گرامی هم بتوانند گزینه موردنظر خود را به گزینه‌‌های قبلی اضافه کنند تا در صورت تأیید مدیران سایت، به گزینه‌‌های آن رشته اضافه شود.

7- در روز پایانی نظر‌سنجی در هر رشته 5 گزینه‌ای که بیشترین‌ آرا را از آن خود کرده‌اند معرفی خواهند شد. و هفته بعد از آن طی

داریوش مودبیان مردی برخواسته از داستان

«چخوف خوانی»  داریوش مودبیان

 ادبیات آنتون را شیک میکند

«چخوف خوانی» با حضور داریوش مودبیان

دومین نشست «چخوف خوانی» با حضور داریوش مودبیان، ساعت 18 شنبه 12 اسفند در تالار استاد انتظامی خانه ی هنرمندان ایران برگزار شد.

به گزارش دریافتی روابط عمومی و امور بین الملل مجموعه تماشاخانه ایرانشهر؛ مودبیان در این نشست، ضمن روخوانی دو نمایشنامه « بوقلمون صفت» و «شاهکار هنری» مباحثی همچون؛ "مضرات دخانیات، مونولوگ"، "سال 1884 سال شکوفایی هنر داستان نویسی "چخوف" را بررسی کرد.

در نخستین نشست " چخوف خوانی " نیز که 14 بهمن، با حضور داریوش مودبیان  در سالن انتظار خانه ی هنرمندان ایران برگزار شد، مجموعه داستان های کوتاه "چخوف" همچون؛ داستان های کوتاه «آنچه یافت می شود» ، « مرگ یک کارمند» ، « دخترک بی دست و پا» و « پیشنهاد» مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

قطب الدین صادقی...

صادقی با اشاره به سالن استاد سمندریان در تماشاخانه ایرانشهر:

احترام به پیشکسوتان تئا‌تر، جدی شمردن فرهنگ نمایش است

صادقی با اشاره به سالن استاد سمندریان در تماشاخانه ایرانشهر؛
یک کارگردان و نویسنده تئا‌تر، هر نوع احترام و ارزش گذاری به اشخاصی را که جزو داشته‌های ملی ما محسوب می‌شوند، به سود فرهنگ و هنر دوران ما دانست.
قطب الدین صادقی در گفت‌وگو با روابط عمومی و امور بین‌الملل مجموعه تماشاخانه ایرانشهر گفت: اگرچه آثار ارزشمندی از تئا‌تر ایران و جهان در تماشاخانه ایرانشهر اجرا شده ولی در برخی زمانهای ابتدایی شروع به کار این سالن، بعضا نمایشهایی به روی صحنه می‌رفتند که مارک و مهر و موم تجاری داشتند.
وی با بیان اینکه چنین تفکری در دوره مدیریت جدید عوض شده، افزود: من شخصا اعتقاد داشتم حال که این دوسالن به فضای تئاتری اضافه شده، باید اجازه داد برای اجرای آثار بزرگ مورد استفاده واقع شود و خوشبختانه این اتفاق در زمان مدیریت فعلی رخ داد.
صادقی همچین در خصوص نامگذاری سالنهای تئا‌تر به اسم اساتید این رشته گفت: هر نوع احترام، ارزش گذاری و بزرگداشت اشخاصی که جزو داشته‌های ملی ما محسوب می‌شوند، به سود فرهنگ و هنر دوران ماست و اعتماد به نفس ملی و فرهنگی را بالا می‌برد و کاملا صحیح و پسندیده است.
این استاد تئا‌تر ادامه داد: احترام به جایگاه افرادی همچون حمید سمندریان، بیژن مفید، عزت الله انتظامی، غلامحسین ساعدی، علی نصیریان و کسانی که نسل قدیمی هنر نمایش هستند و شهرت ملی دارند، جدی شمردن فرهنگ نمایش و هنر در جامعه است و نباید به یکی دو نفر محدود شود و از سایر بزرگان نیز نباید غافل ماند.
کارگردان نمایش «مکبث» با اشاره به اینکه در تمام رشته‌ها، سالنهای مخصوص آن رشته به اسم بزرگان و نام‌آوران گره خورده است، یادآور شد: در ورزش هم چنین است و سالن‌ها را به نام بزرگان این رشته همچون تختی نامگذاری می‌کنند؛ بنابراین از افراد شاخص فرهنگ نمایش نیز باید قدردانی کرد زیرا زحمت کشیده‌اند و عرق ریزان روح داشته‌اند و جامعه باید یاد بگیرد سپاسگزار بزرگان خودش باشد.

محمدرضا شجریان دوباره با صدا آمد


جدید‌ترین اثر تصویری محمدرضا شجریان منتشر شد

 آلبوم تصویری استاد محمدرضا شجریان از امروز (چهارشنبه ۱۶ اسفند) روانه بازار شد.

به گزارش روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز، فیلم «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهنازبه سرپرستی مجید درخشانی» شامل اجراهای تصویری «رندان مست» و «مرغ خوشخوان» به کارگردانی محمدرضا هنرمند از سوی این شرکت منتشر شده‌است.

محمدرضا شجریان که برای اجرای تور موسیقیایی «دلبر صنم» در خارج از ایران به سرمی‌برد، طی پیامی از ملت ایران خواست که از کپی کردن این اثر جدید خود داری کنند. استاد آواز ایران در ادامه تصریح کرد: «مردم ایران همواره حامی هنر و هنرمندان بود‌ه‌اند و از هموطنان عزیز خواهشمندم که برای حمایت از هنر موسیقی از دانلود و کپی کردن این دو آلبوم موسیقی خودداری کنند.»

بخش نخست این اثر تصویری «رندان مست» دردستگاه همایون است و شامل قطعات دیدار (آهنگساز: مجید درخشانی)، زنگ ش‌تر (برگرفته از ردیف میرزا عبدالله)، ساز و آواز (غزل حافظ)، تصنیف چشم یاری (غزل حافظ، آهنگساز: محمدرضا شجریان، تنظیم: مجید درخشانی)، ادامهٔ ساز و آواز (غزل حافظ)، تصنیف باد صبا (شعر: ملک‌الشعرای بهار، آهنگساز: حسام‌السلطنه مراد، تنظیم: مجید درخشانی)، آواز شوشتری (غزل سعدی)، چهارمضراب بیداد (آهنگساز: مجید درخشانی)، ساز و آواز (غزل سعدی)، تصنیف رندان مست (غزل مولانا، آهنگساز: مجید درخشانی) است.
 بخش دوم این اثر «مرغ خوشخوان» ساخته محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی در دستگاه شور است که شامل قطعات پیش در آمد شور (آهنگسازی محمدرضا شجریان/ تنظیم: مجید درخشانی)، ساز و آواز شور (غزل حافظ)، تصنیف پیام نسیم (غزل حافظ، آهنگساز: محمدرضا شجریان، تنظیم: مجید درخشانی)، سازو آواز حجاز (غزل حافظ)، چهار مضراب شور (آهنگساز: محمدرضا شجریان، تنظیم: مجید درخشانی)، تکنوازی سه تار، ساز و آواز مثنوی ابوعطا (غزل مولانا)، ساز و آواز دشتستانی (دوبیتی‌های بابا طاهر)، تصنیف مرغ خوشخوان (غزل حافظ، آهنگساز: محمدرضا شجریان، تنظیم: مجید درخشانی)، تصنیف مرغ سحر (شعر: ملک شعرای بهار، آهنگساز: مرتضی نی داوود، تنظیم: مجید درخشانی) است.

محمدرضا ابراهیمی (عود)، حامد افشاری (قیچک باس)، مهدی امینی (بم تار، رباب)، رادمان توکلی (تار)، سینا جهان آبادی (کمانچه)، مجید درخشانی (تار)، حسین رضایی‌نیا (دف، دایره، مژگان شجریان (سه تار)، رامین صفایی (سنتور)، شاهو عندلیبی (نی)، حمید قنبری (تنبک)، کاوه معتمدیان (کمانچه)، مهرداد ناصحی (قیچک آلتو) نوازندگانی هستند که محمدرضا شجریان را در این دو اثر همراهی می‌کنند.

آلبوم تصویری «کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز» متعلق به اجرای کنسرت تالار وزارت کشور است و آوا مشکاتیان به عنوان طراح گرافیک و علیرضا سلطانی به عنوان عکاس حضور در این اثر حضور دارند.

کهکشان مارکونی

گولیلمو مارکنی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
گولیلمو مارکنی
Guglielmo Marconi.jpg
متولد ۲۵ آوریل ۱۸۷۴ بولونیا
مرگ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷ (۶۳ سال) رم
ملیت Flag of Italy.svg ایتالیا
رشته فعالیت مهندسی برق
دلیل شهرت اختراع سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو
جوایز Nobel prize medal.svg جایزه نوبل فیزیک مدال افتخار انجمن مهندسان برق و الکترونیک (۱۹۲۰)

گولیلمو مارکنی (به ایتالیایی: Guglielmo Marconi)‏ (۲۵ آوریل ۱۸۷۴ - ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷) مهندس برق ایتالیایی و دریافت‌کننده جایزه نوبل بود که سیستم بی‌سیم تلگرافی یا همان رادیو را اختراع کرد. مارکونی رئیس فرهنگستان ایتالیا و عضو شورای عالی فاشیستی ایتالیا بود

ابتدای زندگی

گوگلیلمو مارکنی در شهر بولونیای ایتالیا زاده شد . وی دومین پسر خانواده جوزپه مارکونی و آنی جیمسون که از خانواده‌های اشراف و متشخصین ایتالیا به شمار می‌رفتند، بود . مادرش آنی دختر آندرو جیمسون از نوادگان دافنه در وکسفورد ایرلند برای خود تاریخچه بزرگی خانوادگی داشت.

مارکونی به طور خصوصی درس خواند و تحصیلاتش را زیر نظر آموزگاران کارکشته ایتالیایی در بولونیا و فلورانس ادامه داد . به عنوان یک پسربچه علاقه زیادی به فیزیک و علوم الکترونیکی داشت و کارها و پژوهش‌های کسانی مانند ماکسول، هرتز و دیگران را بررسی و مطالعه می‌کرد.

در سال ۱۸۹۵ تجربیات و فعالیتهای آزمایشگاهی اش را در آزمایشگاه پدرش در پونتچیو شروع کرد جایی که اولین سیگنالها و نشانه‌های رادیویی تلگراف بی‌سیم را در فاصله یک و نیم مایلی مخابره کرد. در سال ۱۸۹۶ مارکونی تجهیزات آزمایشگاهی خود را به انگلیس آورد و در آنجا با سر ویلیام پریس مهندس الکترونیک اداره پست آشنا شد و بعد از یک سال حق ثبت امتیاز نخستین سیستم تلگراف بی سیم را دریافت کرد و این اختراع را به نام خود ثبت کرد.

تأسیس کمپانی مارکنی

یکی از دستگاه‌های فرستنده رادیویی مارکونی او با موفقیت تمام سیستم مخابره بی سیم خود را در لندن بین ایستگاه مخابراتی سالیزبوری و بریستول در معرض نمایش گذاشت و در ژولای ۱۸۹۷ کمپانی تلگراف بی سیم و سیگنال   را با مسوولیت محدود تأسیس کرد. این شرکت در سال ۱۹۰۰ به کمپانی تلگراف بی سیم مارکونی تغییر نام داد. در همان سال سیستم بی سیم خود را در حضور مقامات دولتی ایتالیا در اسپتزیا به معرض نمایش گذاشت. این نمایش در ایتالیا در فاصله ۱۲ مایلی انجام شد که رکوردی چشمگیر تا آن زمان بود.

در سال ۱۸۹۹ ارتباط تلگراف بی سیم میان دو کشور فرانسه و انگلیس برقرار شد. او ایستگاه‌های بی سیم ثابتی را در نیدلز، ایسل آو ویت، بورن موث و پس از آن در هاون هتل، پول و دورست ایجاد کرد. وی همچنین در سال ۱۹۰۰ شماره مشهور ۷۷۷۷ را برای امتیاز مخابرات بی سیم هم فرکانس را به نام خود ثبت کرد.

یک فرضیه با اثبات تجربی

در دسامبر سال ۱۹۰۱ او توانست فرضیه امواج رادیویی که تحت تأثیر چرخش زمین و در مدار آن قرار نمی‌گرفتند را اثبات کند. او با بیان این فرضیه اقدام به مخابره کردن اولین سیگنالهای امواج رادیویی در اقیانوس اطلس میان پولدهو، کورن وال و سنت جونز[۱۹]، نیوفوندلند به فاصله ۲۱۰۰ مایلی مخابره کرد.

سالهای ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۲ او اختراعات دیگری را به ثبت رساند. در ۱۹۰۲ در طول سفر دریایی خود به فیلادلفیای آمریکا تأثیرات روشنایی روز و ارتباط مستقیم آن با ارتباطات و امواج بی سیم را کشف کرد و در همان سال امتیاز ردیاب مغناطیسی خود را که پس از آن تبدیل به گیرنده استاندارد امواج رادیویی شد ثبت نمود. این گیرنده برای سالهای طولانی یک الگوی استاندارد و جامع بود.

مخابره اولین پیام تلگرافی و امواج کوتاه

مارکنی به همراه همسر دوم و فرزندشان در دسامبر ۱۹۰۲ او اولین پیغام کامل تلگرافی را از ایستگاه‌هایی در گلاس بی، نووا اسکوشیا و پس از آن کیپ کود و ماساچوست به پولدهو مخابره شد. این آزمایشات در سال ۱۹۰۷ در آیین گشایش نخستین سرویس بازرگانی آن سوی اقیانوس اطلس بین گالاس بی و کلیفدن ایرلند به اوج خود رسید.

این ماجرا پس از آن بود که نخستین سرویس همگانی تلگراف بی سیم در فاصله‌ای کوتاهتر میان باری در ایتالیا و آویداری در مونته‌نگرو برقرار شد.

مارکنی در سال ۱۹۰۵ امتیاز آنتن هوایی رادیویی را نیز به نام خود ثبت کرد. در سال ۱۹۱۴ به عنوان ستوان ارتش ایتالیا و پس از آن درسال ۱۹۱۶ در سمت ناخدای ناوگان ایتالیایی و سرکرده آنان، در ارتش خدمت کرد.

در سال ۱۹۱۷ او عضو هیئت اعزامی ایتالیا به آمریکا بود و در سال ۱۹۱۹ به عنوان نماینده تام‌الاختیار ایتالیا در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد. او نشان افتخار ارتش ایتالیا را به خاطر خدمت صادقانه به ارتش این کشور در سال ۱۹۱۹ دریافت کرده و طی سالهای خدمت در ارتش به پژوهش در مورد امواج کوتاه ادامه داد و اولین آزمایش‌ها پیرامون این امواج را به طور عملی انجام داد، در سال ۱۹۲۳ با همکارانش در انگلیس به آزمایش روی این سری از امواج پرقدرت میان ایستگاه رادیویی پولدهو و قایق تفریحی مارکونی که در آتلانتا و مدیترانه بود پرداخت.

پیشنهادات استفاده از این سیستم به معنای امپراتوری باشکوه ارتباطات بود که از سوی دولت انگلستان پذیرفته گشت و بدین ترتیب اولین ایستگاه ارتباطی میان انگلیس و کانادا در سال ۱۹۲۶ شکل گرفت و ایستگاه‌های بعدی متعاقباً در سالهای بعد اضافه شدند.

کشف امواج کوتاه

در سال ۱۹۳۱ مارکنی پژوهشهای گسترده خود را درباره انتشار گسترده امواج کوتاه از سر گرفت که نتیجه آن در سال ۱۹۳۲ در قالب اولین تلفن بی سیم که از امواج کوتاه الکترومغناطیسی بهره می‌برد ارائه داد که میان واتیکان رم و کستل گاندولفو، شهری که پاپ تابستانها در آنجا مستقر بود بکار گرفته شد. دو سال بعد در سستری لوانته امواج کوتاه رادیویی که برای هدایت کشتی کشف کرده بود را در برابر نیروی دریایی به معرض نمایش گذاشت. او پس از این اختراعات، مدرک دکترای افتخاری دانشگاه‌های بسیاری را در سراسر اروپا کسب کرد و در مجامع جهانی جوائز و افتخارات زیادی را به نام خود ثبت نمود که از میان آنها می‌توان به جایزه نوبل با مشارکت فردیناند برون در فیزیک در سال ۱۹۰۹، نشان آلبرت از جامعه سلطنتی هنری، نشان جان فریتز، نشان کلوین و ... اشاره کرد.

او همچنین از طرف تزار روسیه نیز مفتخر به کسب عنوان شد و حتی از سوی سنت آن، پادشاه ایتالیا به لقب فرمانده ارشد نایل آمد. بسیاری دیگر نیز در همان زمان به استعداد و نبوغ او واقف بودند. در ۱۹۱۴ او در مجلس سنای ایتالیا به مقام سناتوری رسید و در انگلستان به عنوان یک نجیب زاده در رویال ویکتورین به شهرت رسید و پس از آن در سال ۱۹۲۹ به عنوان موروثی مارچس دست پیدا کرد.

زندگی شخصی

در سال ۱۹۰۵ با بئاتریس اوبرین دختر بارون چهاردهم اینچیگوئین ازدواج کرد . ازدواجی که تا ۱۹۲۷ بیشتر دوام نداشت و در همان سال با کنتس بتزی-اسکالی از شهر رم پیمان زناشویی بست . مارکنی از ازدواج اولش یک پسر و دو دختر داشت و از همسر دومش فقط صاحب یک دختر شد . تفریح او در زمان فراغتش شکار، دوچرخه سواری و خودرورانی بود . وی در نهایت در ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۷ در رم درگذشت.


روش شناسی تحقیق در علوم انسانی

روش شناسی تحقیق در علوم انسانی (قسمت اول)


روش شناسی یعنی راه هایی برای دست یافتن به پاسخ برای پرسش و یا پرسش ها.
برای یافتن پاسخ، از پنج روش و فعالیت علمی می توانیم استفاده کنیم. اما بدانیم که روش هریک از راه های پنجگانه با یکدیگر متفاوت است.


پنج فعالیت علمی را باید از یکدیگر تفکیک کرد:
1- تحقیق: در تحقیق، محقق می خواهد شخصا سوالاتش را پاسخ دهد
2- تتبع: محقق با جستجو در فراورده های گذشتگان، در پی یافتن پاسخ به پرسش هایش برمی آید.
3- نقد: وقتی است که من پاسخ پرسش را می‌دانم. اما کسی می‌خواهد بگوید نه تنها پاسخ را نمی دانی بلکه نمی دانی که پاسخ را نمی دانی.( جهل مرکب)
4- دفاع: این فعالیت علمی در مقابل نقد می نشیند. من در برابر نقد، از دانسته هایم دفاع می کنم.
5- گفت و گو: وقتی است که من و دیگری از پاسخ هایی که داریم چندان راضی و خشنود نیستیم و می خواهیم در فرایند گفت و گو، پاسخ های مان را اصلاح کنیم.
6- مذاکره: فقط در علومی که مرتبط با عمل است مطرح می شود. در این جا صدق و کذب به میان نمی آید بلکه مصلحت و مفسدت، مطرح می شود.


علم در چهار معنا:

1- تصور قدما از علم :
علم در معنایی که قدما به کار می بردند و آن انکشاف، ظهور و جلوه ی واقعیت در نزد عالم است. (العلم هو الصوره حاصل من شی عند العقل یعنی علم همان صورت حاصله از اشیا نزد عقل است). از این رو علوم را به دو دست تقسیم می کردند:

الف) علم حضوری و
ب) علم حصولی.
علم حصولی هم به دو دسته ی تصور و تصدیق قابل تقسیم است.
هم چنین تصورات و تصدیقات به نوبه خود به بدیهی و غیربدیهی تقسیم می شوند.


2- علم به معنای knowledge.
در این معنا علم یعنی معرفت قضیه‌ای و معرفت به یک سری قضایا و گزاره‌ها. 

مقصود از معرفت قضیه‌ای، معرفتی است که متعلّق آن یک قضیه است. بنابراین، معرفت تصوّری، معرفت از راه آشنایی و مهارت مورد بحث نیستند. تا چند دهه پیش، تعریف رایج معرفت قضیه‌ای، «باور صادق موجّه» بوده است.


3- علم به معنای دیسیپلین.
دیسیپلین یا رشته های علمی

4- علم به معنای علم تجربی sciences .
مجموعه ی علومی که با روش تجربی سروکار دارند در دسته بندی چهارم قرار می گیرند مثل فیزیک، شیمی، و.... روان شناسی، جامعه شناسی و....


شیوه ی تقسیم بندی علوم :

ابتدا علوم را از طریق روشی که برای شناخت واقعیت دارند،صورت بندی می کنیم. سپس  تمامی آن دسته از علومی را که از یک روش برخوردارند، از طریق موضوعات آنها تقسیم می نماییم. به عنوان مثال، علومی را که از روش تجربی استفاده می کنند در یک گروه جای می دهیم. و به همه ی آنها علم تجربی اطلاق می کنیم. در این جا فیزیک و شیمی و روان شناسی و جامعه شناسی و... قرار می گیرند.

در گام دوم، علوم تجربی را با توجه به موضوع شان صورت بندی می کنیم. در این حالت است که ما با دو دسته علم تجربی مواجه می شویم: علوم تجربی طبیعی و علوم تجربی انسانی.

تئاتر روسی...

چخوف خوانی ،کاری از داریوش مودبیان شنبه های دوم هر ماه

درسالناستاد انتظامی

درود بر شما...


به

Social Journalist Geselschaft  

                                 خوش آمدید...